برنامه های برگزیده مردم شریف آباده جناب آقای محمد حسین شهرمیانی
باتوجه به وظایف شوراها دراصل یکصدم قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از خداوند متعال
مسًِلت می نماید که انشاء... با بهره گیری از تمامی امکانات و توانمندی های همشهریان عزیز در اجرای برنامه ها به شرح ذیل توفیق عنایت فرماید:
1- استفاده بهینه از امکانات مادی واقتصادی در جهت فقرزدایی اقشار کم درآمد
2- همکاری در خصوص پیگیری به منظور توسعه امکانات بهداشتی با بهره گیری از تجارب پزشکان محترم
3- همکاری در ارایه طرح های مناسب وعملی به مسولین محترم وزارت علوم وتحقیقات و فن آوری در خصوص شناسایی و توسعه رشته های مناسب با توجه به نیازهای شهرستان
4- ایجاد بستری مناسب جهت رشد استعدادهای هنری جوانان عزیز وهمکاری مستمر با مسولین محترم فرهنگی شهرستان به منظور توسعه مکانهی مناسب جهت بهره گیری از توانایی های هنری جوانان عزیز
5- بهره گیری از شهرهای سرآمد وایجاد تسهیلات جهت توسعه وبهسازی شهری
برنامه های برگزیده مردم شریف آباده جناب آقای محمد مهدی فرخی
- زنده نگه داشتن اندیشه های حضرت امام خمینی(ره)وکمک به اجرای منویات مقام معظم رهبری در تمام برنامه ها و سیاستهای قانونی
- پاسداری از ارزشها و مقدسات اسلام وانقلاب از طریق تلاش برای مقابله با عوامل ضعف باورهای دینی .وحدت ملی وشادابی ونشاط مردم .
- تلاش برای تحقق توسعه همه جانبه وپایدار با محور عدالت.نوآوری ورفاه.
- حمایت جدی از اقشار آسیب پذیر وتلاش برای رفع محرومیت از چهره شهر بخصوص مبارزه با فقر .فساد.تبعیض واعتیاد.
- تلاش برای افزایش نقش زنان وجوانان واستفاده ازتوان مدیریتی این دو قشر عظیم درمدیریت کلان شهر
- تأسیس صندوق حمایت از قشرآسیب پذیردر راستای کمک رسانی اصولی به نیازمندان واقعی شهر
- شناسایی ظرفیتها، توانمندیها، با مراجعه به معتمدین محلی و استفاده از تجارب ارزشمند متخصصین،بازنشستگانوصاحبان خرد اندیشه به عنوان بازوان مشورتی شورا در تمام زمینه ها.
- اقدام عملی برای عمران شهر و بهبود وضع دامداری ، کشاورزی و صنایع تبدیلی .
تكيه آبادهاي
در سمت جنوب مسجد ركن الملك و متصل به آن تكيهاي است ، معروف به تكيهي حاج محمد جعفر آبادهاي ، كه از علماي بزرگ عهد قاجاريه و از روحانيون با تقوي و مشهور و مورد احترام مردم زمان خود بوده است . حاج محمد جعفر آبادهاي باني اعمال خير از جلمه احداث مسجدي در محلهي جماله ، بخش سه اصفهان ، به نام مسجد حاج محمد جعفر است كه اخيراٌ به ثبت ابنيه تاريخي نيز رسيده است .
او به سال 1280 هجري فوت نموده است . از بزرگان ديگري كه در اين تكيه دفن شدهاند ، ملا عبدالله خوانساري از بزرگان اهل منبر متوفي به سال هزار و دويست و نود و سه هجري و فرزندش ميرزا محمود خوانساري مشهور به صدر المحدثين يكي از آزادي خواهان مبارز صدر مشروطيت و پدر مرحوم ميرزا عبدالحسين صدر المحدثين از وعاظ معروف اصفهان و آقاي حسن صدر ، مدير روزنامهي قيام ايران و محقق و مولف و از سخنوران مشهور معاصر است كه از تاليفات مهم او كتاب « مرد نامتناهي » و « حقوق زن در اسلام » ميباشد .
سه تار زندگي
جلال ذوالفنون در سال 1316 در آباده فارس متولد شد و از 10 سالگي سه تار در دست گرفت. براي ادامه فراگيري موسيقي به هنرستان رفت. در آنجا سه تار چندان فراگير نبود و بنا به گفته خود ذوالفنون سه تار سازي نبود كه همگاني باشد و فقط مخصوص برخي از خواص بود و تار بيشتر جنبه همگاني داشت . پس او نيز به اجبار تار را برگزيد و در محضر استاد موسي خان معروفي آن را فرا گرفت.
در هنرستان با سازهاي ديگر نيز آشنا شد و ويولن را نزد برادر بزرگش محمود ذوالفنون آموخت؛ اگر چه از نواختن سه تار نيز غافل نبود و در مدت هشت سال آموزش وي در هنرستان، سه تار، تار و ويولن را به خوبي آموخت.
همزمان با تأسيس رشته موسيقي در دانشگاه هنرهاي زيبا، به آنجا رفت و با شخصيت هاي ارجمند موسيقي چون مرحوم نورعلي برومند و داريوش صفوت آشنا شد و از سال 1346 تمام توجه و تجربه اش را روي سه تار متمركز كرد.
وي هم اكنون به زعم خود پس از تجديد عهد با سه تار و تولد گل صد برگ كه اثري ماندني در موسيقي ايران است، مشغول رقم زدن سومين اتفاق زندگي خويش است و تلاش مي كند تا براي ساماندهي فضاي موسيقي كشور مكتب موسيقي ذوالفنون را با اهدافي چون ارائه كنسرت هاي رايگان و حمايت از استعدادهاي جوان راه اندازي كند.
نام سه تار كه مي آيد، همه بي اختيار ياد جلال ذوالفنون مي افتند، چرا كه اين استاد برجسته، تمام عمر خويش را صرف نواختن و آموزش اين ساز كرده است.
هميشه فراهم شدن فرصت ديداري با وي و پاي صحبت هايش نشستن غنيمتي است پربها كه شايد به آساني به دست نيايد، اما اگر اين فرصت فراهم شد مي تواني تا روزها سرمست از صداي سازي باشي كه او وقت آموزش به شاگردي مي نوازد.
ذوالفنون ساز را كه در دست مي گيرد، عاشقانه ترين نواي هستي را رقم مي زند. اين گفت وگو در آموزشگاه موسيقي سازبارون شكل گرفت. در اين متن كه سه تار در گوشه گوشه اش آن را زينت داده است همراه با سروش قهرمان لو كه استاد، او را به شوخي و جدي سخن گوي مكتب موسيقي ذوالفنون مي نامد، همراه بوديم.
استاد ذوالفنون با مهرباني و دقت به سؤالات پاسخ مي گويد؛ فارغ از ژست هايي كه بزرگي مانند او مي توانست بگيرد و او نمي گيرد.
از مكتب موسيقي ذوالفنون كه حرف مي زند، تمام وجودش سراپا شوق مي شود و حرارت؛ انگار آينده اي روشن را مي بيند كه تو قادر به درك آن نيستي.
با افتخار از كنسرت هايي كه با هدف ترويج فرهنگ موسيقي شكل مي گيرد، مي گويد و ساعتي گفت وگو با او مي تواند تو را به فضايي ببرد كه شايد تا مدت ها ديگر نتواني آن را تجسم كني.
تفكر شكل گيري مكتب ذوالفنون چگونه شكل گرفت؟
من معتقدم كه هم اكنون موسيقي ملي، از مسير اصلي خود منحرف شده و در دام سودجويي ها و جاه طلبي ها و هواهاي نفساني اسير گشته و جالب اينجاست كه اكثر كساني هم كه در فضاي موسيقي ايران هستند آنقدر با معيارهاي غلط و فضاي مسموم خود خوگرفته اند كه توجهي به اين موضوع ندارند؛ بنابراين براي رهايي از اين فضاي مسموم، نياز به يك تحول بزرگ و اساسي است.
فكر نمي كنيد رسيدن به اين اهداف، نيازمند بودجه اي هنگفت باشد؟
قطعاً و به همين خاطر ما از علاقه مندان موسيقي دعوت كرده ايم كه در اين راه به ما كمك كنند. ما به عنوان يك نهاد خصوصي عمل خواهيم كرد و بنابراين ازكمك هاي دولتي محروم هستيم و تمايلي هم به دريافت اين كمك ها نداريم. بنابراين تنها علاقه مندان موسيقي هستند كه مي توانند به ما كمك كنند.
البته نتيجه راه اندازي اين مركز، بدون شك در آينده مشخص خواهد شد و نبايد اين انتظار وجود داشته باشد كه نتيجه آن در آينده اي نزديك خود را نشان دهد؛ همان طور كه وقتي مركز حفظ و اشاعه موسيقي پيش از انقلاب تشكيل شد و بزرگ ترين و برترين موسيقي دانان ايراني از آنجا سر بر آوردند كه هم اكنون در حال فعاليت هستند و در زمان تأسيس، انتظاري به اين شكل از آن نمي رفت.
از حضور اهالي موسيقي هم بهره خواهيد برد؟
اميدوارم كه اين تفكر چنان همگاني شود كه تمام موسيقي دانان براي شركت در آن از خود تمايل نشان دهند و ما را ياري دهند.
فكر مي كنيد كه رسيدن به اين اهداف تا چه اندازه با كمك هاي مردمي امكان پذير باشد؛ به خصوص آنكه ما در اين زمينه تجربه باغ هنر بم را هم داشته ايم كه نتوانست چندان متكي به كمك هاي مردمي باشد؟
ما در اين مركز به هيچ عنوان داراي تفكرات اقتصادي نيستيم. اين حركت ابتدا آغاز مي شود و پس از آنكه نتايج خود را نشان داد، اهالي هنر و مخاطبان موسيقي تشويق خواهند شد تا در اين زمينه اقدامات مؤثرتري انجام دهند؛ به خصوص آنكه دغدغه ما بيش از هر چيز، فرهنگي است و اميدواريم كه به تدريج بتوانيم اين علاقه را در بين مخاطبان خود به وجود آوريم. اگر سهم مخاطبان در شكل گيري موسيقي كم است، قسمت عمده اي از مشكل به خودمان باز مي گردد كه به راحتي با مخاطبان ارتباط برقرار نكرده ايم و اگر ارگان هاي موسيقي وظيفه خود را انجام نمي دهند ما نيز نبايد پاي خود را پس بكشيم. ما بايد در اين راه سرمايه گذاري هاي بسياري را انجام دهيم و بايد هر كس كه مي تواند كار خود را انجام دهد. بايد سلاحي برداشت و به جنگ تمام ناملايمات رفت و نبايد به راحتي دلسرد شد.
چقدر اميدواريد تا مركز حفظ و اشاعه بتواند به اهداف خود برسد؟
ما اميد بسياري براي رسيدن به اين اهداف داريم. متأسفانه از آنجا كه در موسيقي ايران از اين اقدامات كمتر انجام شده است، از نظر بسياري بعيد به نظر مي رسد تا اقدامي كه بر اساس يك تفكر انجام مي گيرد موفق باشد؛ در حالي كه ما مي خواهيم اين تفكر را زنده كنيم و بنابراين تمام كساني كه در اين راه همراه ما باشند جزو همكاران ما به حساب مي آيند و طي آن از تمام شنونده هاي موسيقي و به خصوص اهالي موسيقي براي رسيدن به اين هدف ياري مي طلبيم.
سروش قهرمان لو: ما به دنبال اين هستيم تا تمام شنونده هايي كه با موسيقي قهر كرده اند را با آن آشتي دهيم و حتي شنونده هاي تازه اي هم براي موسيقي ايراني فراهم كنيم. از طرفي مي خواهيم امكاناتي را در اختيار مردم قرار دهيم تا براي ديدن يك برنامه در صف هاي طولاني نايستند يا قيمت هاي برنامه ها به اندازه اي گران نباشد كه بسياري نتوانند از آن استفاده كنند. ما در مناطق محروم كه بسياري از آنان هيچ گونه آشنايي با سازهاي موسيقي ايران ندارند به اجراي برنامه مي پردازيم كه به اين وسيله، مردم را با موسيقي آشنا خواهيم كرد و علاوه بر آن، نوعي فرهنگ سازي خواهيم كرد. از طرفي بسياري از فارغ التحصيلان موسيقي، بازار كار ندارند و ناشران اعتمادي به كار آنان ندارند. وقتي اين همگامي به وجود آيد، بسياري از مشكلات از بين خواهد رفت و شاهد پويايي موسيقي ايراني خواهيم شد.
ممكن است در مورد اهداف اين مركز توضيح دهيد؟
اهداف اين مركز در سه بخش آموزش، ارائه كنسرت و توليد آثار هنري خلاصه مي شود. ارائه كنسرت رايگان- به خصوص براي مناطق محروم- از اهميت بسياري برخوردار است و علاوه بر آن، سعي خواهيم كرد تا با كشف و پرورش استعدادهاي جوان، امكان ارائه برنامه يا توليد آلبوم را در اختيارشان قرار دهيم و سرانجام آنكه اين مركز، در نظر دارد تا در توليد و پخش محصولات فرهنگي استعدادهاي جوان گام بردارد. اشاعه موسيقي امري ضروري و يكي از اركان فرهنگ جامعه است؛ بنابراين مقداري از اين مسير به بخش خصوصي برمي گردد.
يعني اهدافي كه سازمان هاي دولتي بايد در پي يافتن آن باشند؟
دقيقاً؛ اين اهدافي كه ما در نظر داريم، اهدافي هستند كه نيل به آنان وظيفه ارگان هاي دولتي است اما از آنجا كه اين ارگان ها علاقه چنداني به اين مسائل ندارند، در نظر داريم كه خود، آن را انجام دهيم، زيرا بيكارنشستن در اين زمان، به هيچ عنوان راه درستي نيست.
البته طي اين سال ها، بسياري دم از تحول موسيقي مي زنند؛ بدون آنكه اقدامي عملي انجام داده باشند؟
بله، چگونگي تحول و ارائه راه حل نيز از اهميت فوق العاده اي برخوردار است كه اگر اين موضوع درست باشد مي تواند موسيقي را در مسير درست خود هدايت كند و اگر نه، نتيجه چنداني در پي نخواهد داشت.
نقش مخاطب را در موسيقي ايراني چگونه ارزيابي مي كنيد؟
من چندين سال قبل نيز به اهميت مخاطب در موسيقي اشاره كرده بودم و همچنان بر اين عقيده خود پافشاري مي كنم كه سهم مخاطبان در اعتلاي موسيقي، كمتر از خود اهالي موسيقي نيست. براي رشد موسيقي رديفي و دستگاهي ما و رسيدن به اين هدف، تنها موسيقي دانان نمي توانند فعاليت كنند، بلكه علاوه بر سعي و كوششي كه اين عده به خرج مي دهند، بايد شنونده ها و مخاطبان موسيقي نيز حركت هاي گسترده اي را انجام دهند. البته اهميت مخاطب در اعتلاي موسيقي و رسيدن به اهداف متعالي آن، حرف جديدي به نظر مي رسد و اين چندان مايه تعجب نيست، زيرا لايه هاي غلط و پوسيده بايد از ميان برداشته شده و پايه هايي محكم جاي آن را بگيرد. خوشبختانه در حال حاضر- بر خلاف گذشته- بسياري از مخاطبان موسيقي به اهميت نقش خود در اعتلاي موسيقي پي برده اند كه اين فرصت بسيار مغتنم است؛ ضمن آنكه مخاطبان موسيقي از دو طريق مي توانند با فضاي موسيقي همگام شوند كه يكي بالارفتن آگاهي شان از موسيقي است و ديگري همكاري مستقيم.
طي اين سال ها به خاطر برخي از مسائل بسياري كنار كشيده و بسياري ديگر خانه نشين شدند. شما چرا همچنان به فعاليت هاي خود ادامه داديد؟
من معتقدم آن عده از اهالي موسيقي كه طي اين سال ها هيچ گونه اقدامي انجام نداده و به اجراي برنامه نپرداخته يا اثري را ارائه نكردند، حرفي براي گفتن نداشتند وگرنه هنرمندي كه حرفي براي گفتن و اثري براي ارائه داشته باشد، در هر شرايطي كه باشد هنر خود را عرضه خواهد كرد. من نيز طي اين سال ها مانند بسياري ديگر از هنرمندان با مشكلات عديده اي مواجه بودم اما هيچ گاه نه خواستم و نه توانستم كه خود را از عرصه فعاليت هاي هنري بيرون بكشم چون اعتقاد دارم كه هنرمند بايد در هر شرايطي هنر خود را عرضه كند و كناركشيدن او ثمره اي جز تنگ ترشدن فضا نخواهد داشت.
فكر مي كنيد كه آثار گذشتگان موسيقي ما مي تواند در معرفي صحيح موسيقي ايران گام بردارد؟
اگر بخواهيم تنها به گذشتگان تكيه كنيم، كافي نيست و مشاهده خواهيم كرد كه موسيقي ايران، نوعي موسيقي شفاهي است و بدون داشتن يك رپرتوار مدون؛ كه اگر رپرتواري هم باشد، به عنوان تكيه گاه دوم است. البته اين، به اين معنا نيست كه موسيقي رديفي و دستگاهي ما موسيقي ضعيفي است، بلكه اتفاقاً موسيقي ايران بسيار غني و پربار است، منتها اين منابع زماني مي تواند وجه هنري خود را پيدا كند كه موسيقي دانان ما ذهنيت و شخصيت خود را در جهت فرهنگ اصيل ايراني تربيت كنند.
شما از معدود استاداني هستيد كه در زمينه موسيقي تلفيقي نيز فعاليت مي كنيد و گاه مورد انتقادات فراواني نيز قرارگرفته ايد. نظرتان در مورد موسيقي تلفيقي چيست؟
به نظر من تنها هنرمندي مي تواند يك اثر تلفيقي را خلق كند كه ذهنيت بداهه نوازي و روحيه شاعرانه موسيقي داشته باشد و اگر بخواهيم آن را با يك كار ادبي خلاصه كنيم، نوازنده بايد مثل يك نويسنده خلاق از الفبا خارج و به سمت شعرگفتن و داستان نوشتن رفته باشد. در اين مرحله است كه نويسنده به مرحله خلاقيت و ابتكار عمل رسيده است و مي تواند اين كار را لطيف و موزون انجام دهد. برخلاف تصور بسياري، در موسيقي، كار تلفيقي وابسته به ساز نيست، يعني در تلفيق، خود ساز از اهميت چنداني برخوردار نيست بلكه بايد ببينيم كه آيا نوازندگاني كه روي سن رفته اند از نظر ذهني و خلاقيت به اين توانمندي رسيده اند يا خير؟ اگر نوازندگان به اين ذهنيت خلاق رسيده باشند، با هر سازي و در هر شرايطي مي توانند كنار بيايند و اگر هنوز در شرايط ابتدايي كار باشند با مشكل مواجه خواهند شد. درست است كه اختلاف هاي اساسي در گام ها و نت هاي موسيقي ايراني و غربي وجود دارد، اما اين اختلافات براي يك نوازنده توانمند مشكل نخواهد بود. او مي تواند مشكل اختلاف گام ها و نت ها را حل كند و وجه اشتراك ديگري را به دست آورد. اگر ذهنيت نوازندگان به حالت مورد نظر رسيده باشد، فرقي نمي كند كه آثار تلفيقي را در چه گامي بنوازند. در همه اين قطعات مي توان با تسلط كامل بخش هايي را حذف يا اضافه كرد و درست وقتي كه ذهنيت پيدا شد، سازها نيز اهميت پيدا مي كنند. در بسياري از كنسرت هاي تلفيقي شايد بسياري براي ديدن سازهاي ايراني نيايند، اما ما بدين ترتيب اين فضا را مركبي مي كنيم براي آنكه سازهاي ايراني را نيز به جوانان بشناسانيم يا ذهنيت هاي غلطي را كه درباره سازهاي غربي در ميان عده اي است را از بين ببريم. بنابراين اين مسأله نوعي آموزش و تلنگري است كه در مقابل جبهه گيري ها به كار مي بريم.
تلفيق مي تواند نوعي فرهنگ سازي كند. ما همچون يك نقاش كه براي كسب تجربه از رنگ جديدي استفاده مي كند، مي خواهيم نتايج همنوازي سازهاي مختلف ايراني و غربي را با هم بشناسيم.
اما هنوز هم بسياري از اساتيد با اين شيوه مخالف هستند.
اينكه برخي، سازهاي غربي را تنها براي كلاسيك نوازي و سازهاي ايراني را براي ايراني نوازي مي دانند و بدون هيچ گونه شناختي از نوآوري و ايرانيزه كردن آنها بري هستند، از بي حوصلگي براي تفكر و همچنين توهم زايي نشأت مي گيرد. اينها فقط بت سازي و غيرحقيقي است. ما هنوز موفق به بردن سازهاي ايراني و تلفيق آنها با سازهاي خارجي نشده ايم اما سعي داريم به قصد معرفي سازهاي ايراني، نوازندگاني را انتخاب كنيم كه مشهور باشند و آنها را مركبي كنيم براي معرفي موسيقي و سازهاي ايراني؛ همان طور كه تاكنون نوازندگان بسياري در دنيا با كمك تلفيق، سازهاي مختلفي را به دنيا معرفي كرده اند.
چرا اين سال ها كنسرت بزرگي نداده ايد؟
منظور شما از برگزاري كنسرت بزرگ چيست؟ اگر منظور، برگزاري كنسرتي دريك سالن بزرگ است، من تمايل چنداني براي اين كار ندارم. اما ما كنسرت هايي در شهرهاي مختلف برگزار كرده ايم كه با استقبال بسيار زيادي روبه رو شده است و بنابراين مي توان آنها را جزو برنامه هاي بزرگ قلمداد كرد. من تمايلي ندارم كه با برگزاري يك كنسرت بزرگ در سالني بزرگ و با شكوه، مردم را از سراسر شهرهاي ايران به تهران بكشانم و مشكلات فراواني را براي آنان رقم بزنم، بلكه ترجيح مي دهم خود براي تمام فرهنگ دوستان در سراسر ايران و حتي نقاط بسيار محروم، به اجراي كنسرت بپردازم و با راه اندازي مكتب موسيقي ذوالفنون و ايجاد رابطه دوطرفه بين هنرمندان و سرمايه داران، از آنها براي حمايت و آموزش موسيقي دعوت كنم و بدين ترتيب اميدوارم كه بتوانم براي قشر محروم در سراسر كشور امكان شنيدن موسيقي صحيح را به وجود آورم و علاوه بر آن، مستعدان موسيقي در اين قشر، امكان آموزش رايگان و تهيه ساز رايگان را پيدا كنند.
طي اين سال ها كمتر تمايل به ارائه كاري با خوانندگان و به خصوص خوانندگان نامي داشته ايد. چرا؟
من طي اين سال ها تلاش بسياري كردم تا گوش مخاطبان را به شنيدن موسيقي صرف عادت دهم زيرا معتقدم موسيقي ما از چنان گستردگي و زيبايي برخوردار است كه خود، به تنهايي مي تواند شنيدني باشد. اگرچه كلام در موسيقي از اهميت فوق العاده اي برخوردار است اما متأسفانه طي سال هاي اخير، خوانندگان نقشي بسيار پررنگ تر از آنچه لازم بوده است در موسيقي ايفا كرده اند و اين به هيچ عنوان شايسته موسيقي ما نيست. بنابراين لازم است تا حد زيادي در موسيقي ايراني بت شكني شود. بسياري بر اين باورند كه اساس موسيقي ما بر پايه چند خواننده مي چرخد، در حالي كه بايد توجه داشت كه اين موسيقي است كه به اين عده خدمت بسياري كرده است. ما بايد تلاش كنيم كه افرادي كه چندان شناخته شده نيستند اما كارهاي خوبي را ارائه مي دهند نيز بتوانند و فرصت آن را داشته باشند كه به ارائه كارهاي خود بپردازند و حتي نوجوانان با استعداد هم اين قدرت را داشته باشند كه در كنار همسالان خود به ارائه برنامه بپردازند و برنامه آنان نيز مورد استقبال قرار گيرد.
در نظر نداريد كه از طريق اجراي برنامه در خارج از كشور به اشاعه موسيقي در آنجا بپردازيد؟
زماني كه حرف از اشاعه موسيقي در خارج از كشور مي شود، هيچ كس به اين مسأله توجه ندارد كه اگر موسيقي درست در كشور ما عرضه شود خود به خود مخاطبان خود را در خارج از كشور نيز خواهد يافت و بدون شك در آنجا نيز منعكس خواهد شد؛ همان طور كه ما بسياري از گروه هاي خارج از كشور را مي شناسيم.
البته به نظر من ارائه كنسرت در خارج از كشور، بيشتر جنبه اقتصادي دارد و من فعلاً قصد دارم تا بيشتر در مناطق محروم ايران برنامه اجرا كنم. مثلاً ما برنامه اي داريم تا در تربت جام و اطراف آن، كنسرت اجرا كنيم ولي در صورتي كه دريابيم برنامه هاي درخواست شده در خارج از كشور براي معرفي موسيقي و فرهنگ ايراني است، حتماً در آنها شركت خواهيم كرد.
|
لاریجانی در حسینیه مرکزی شهرستان آباده: |
|
نباید چرخه مدیران کشور به دو هزار نفر محدود باشد |
|
دکتر علی لاریجانی کاندیدای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: باید جوانان مستعد تحصیل کرده و شجاع در ساختار مدیریتی کشور بکارگیری شوند تا افزایش تولید داخلی و توان اقتصادی کشور بالا رفته و تراز کشور نیز به تراز یک کشور درجه یک برسد. |
|
به گزارش خبرگزاری "مهر"، لاریجانی در ادامه سفر به استان فارس در حسینیه مرکزی شهرستان آباده در جمع مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی شهر حضور یافت . در این نشست صمیمانه و صریح، دکتر لاریجانی ضمن تبادل نظر با حاضران به سوال ها پاسخ گفت. دکتر علی لاریجانی با با تاکید بر اینکه نیروی انسانی عامل اصلی تحقق توسعه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است با یاد آوری ضرورت تبدیل نیروی انسانی به توان اقتصادی گفت : در این صورت غرب، ایران را به عنوان یک قدرت ژئواستراتژیک خواهد پذیرفت و بدنبال آن خواهد بود که با ما مناسبات دوستانه برقرار کند و زبان تهدید را ترک کند. امروز مردم در کشور وجود فقر، فساد و تبعیض را به وضوح حس میکنند اما با توجه به تاکیدات رهبری مبنی برمبارزه با این مسایل مبارزهای جدی مشاهده نمی کنند. دکتر لاریجانی با اشاره به یک نظرسنجی انجام شده تاکید کرد : در یک تحقیق میدانی، 70% مردم معتقد بودند مبارزه با فساد جدی نیست. من معتقدم در لابلای دعواهای سیاسی این حق مردم است که ذبح میشود چرا که مردم از مسئولان کار میخواهند و معتقدند با غوغاسالاری و سیاست زدگی کار کشور به پیش نمیرود. وی با اشاره به این که نباید چرخه مدیران کشور به دو هزار نفر محدود باشد، گفت : باید جوانان مستعد تحصیل کرده و شجاع در ساختار مدیریتی کشور بکارگیری شوند تا افزایش تولید داخلی توان اقتصادی کشور بالا رفته و تراز کشور نیز به تراز یک کشور درجه یک برسد. دکتر لاریجانی در ادامه سخن، با اشاره بر موقعیت منطقه ای ایران گفت : امریکا بعد از یازده سپتامبر احساس کرد که نسبت به سایر کشورها در منطقه همچون چین و هند بازارهای خود را در منطقه از دست داده است و به همین جهت در طرح خاورمیانه بزرگ علاوه بر تسلط به مناطق انرژیخیز بدست آوردن بازارهای منطقه نیز در دستور کار جدی امریکا قرار دارد. در تحقق این هدف امریکا مانعی جدی در مقابل اهداف آنها وجود دارد و آن تفکری است که انقلاب اسلامی به رهبری امام(ره) ایجاد کننده و اشاعه دهنده آن بوده است و از این جهت ایران در کانون هدف آنها قرار گرفته است. دکتر لاریجانی در بیان سیاست آمریکا گفت : آمریکا در طرح خاورمیانه بزرگ کشورها را به دو دسته «بیمار و خطرناک» تقسیم کرده است و معتقد است کشورهایی مثل عربستان و یا سایر کشورهای عربی، کشورهایی بیمارند که باید درمان شوند. اما ایران را جزو کشورهای خطرناک میداند که باید از بین برود. بعد از دستیابی ایران به تکنولوژی هستهای نظر ریبه آمیز آنان نسبت به ایران تحریک و تشدید شد .اگر ایران نیروهای مستعد تحصیل کرده را بکار گیرد و از توانمندیهای آنان بدرستی استفاده کند قطعا توان ایران بالا خواهد رفت و به جایی خواهد رسید که آمریکا دیگر حتی توان تهدید ایران را نیز نخواهد داشت ضمن آنکه آمریکا در موقعیت کنونی توان ایجاد جبههای جدید در مقابل خود را ندارد چرا که ایران کشوری قدرتمند و هدفی سخت است. در ادامه دکتر لاریجانی در پاسخ به سوالی که پرسید چرا شما وارد میثاق نامه کاندیدهای اصولگرایان نشدید گفت: میثاق نامه وجهی نداشت که من در آن شرکت کنم چرا که من از همان اول تابع نظر شورای هماهنگی بودم و گفتم که شورای هماهنگی هر کس را انتخاب کند قبول دارم و آنانی که از این جمع بیرون رفتند و با یکدیگر میثاق بستند باید جواب دهند. دکتر لاریجانی در پاسخ به این سوال که ، به نظر شما آیا بهتر نیست که رئیس جمهور فردی روحانی باشد گفت : مهم این است که رئیس جمهور کارآمد انتخاب شود تا با توانمندی خود بتواند اوضاع کشور را تغییر دهد و برخی نیز معتقدند که رئیس جمهور باید روحانی باشد اما اعتقاد من این است روحانی یا غیرروحانی بودن رئیس جمهور فرقی ندارد. فردی دیگر پرسید چرا شما خود را از آبادگران و ایثارگران جدا میکنید؟، دکتر لاریجانی گفت : ما آبادگر و اصولگرا هستیم و دلیلی ندارد که خود را جدا بدانیم. |
|
|
تاریخچه یلدا در سنت ایرانی
یلدا و مراسمی که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال برپا می شود ، سابقه دور و درازی دارد . رسم و رسومات شب یلدا مخصوص آریایی هاست و از این شب به عـنوان شب زایش خورشید یا شب تولد نور یاد شده است . این تغییر در فـرهنگ آریایی قدمتی بالغ بر هزار سال دارد . گذشتگان ما که پایه و اساس زندیگشان بر کشاورزی و شبانی استوار بوده و در طول سال ، با سپری شدن فـصول و تضادهای طبیعی موسمی برخورد داشته اند ، بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز وشب و جهت و حرکت و قـرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فـعالیت هایشان را با آن تنظیم می کرده اند .
روشنی روز و تابش خورشید و اعـتدال هوا در نظر گذشـتگان ، مظاهـر نیکی و ایزدی بوده و تاریکی و شب و سرما را نیز از خصوصیات اهریمنی می پنداشـتند . کم کم این اعـتقاد به وجود آمد که نور و روشنی و ظلمت و تاریکی مرتب در نبرد و کشمکش هـسـتند ، گاه خورشـید پیروز می گردد و ساعـات بیشـتری در پرتوی خود ، مردم را نیرومند نگاه می دارد و گاه مقـهور تاریکی می شود و ساعـات کمتری فـروغ و تابش خود فـیض می رساند . کم کم دریافـتند که کوتاه ترین روز ، آخرین روز پاییز ، یعنی سی ام آذز است و بلندترین شب سال ، از آغاز دی ، روزها به تدریج بلندتر و شب ها کوتاه تر می شود . خورشـید هـر روز بیشـتر در آسمان می پاید و نور و گرمی نثار می پاشـد ، به همین جهت آن شب را یلدا نامیدند ، یعنی تولد ، زایش خورشید شکسـت ناپذیر و آن را آغاز سال قـرار دادند .
اقـوام آریایی ، از هـند و ایرانی ( هندواروپایی ها جشن تولد آفتاب را آغـاز زمستان نمی دانستند ) به ویژه ژرمن ها جشن تولد آفتاب را آغـاز زمسـتان گرفته و آن ماه را به خدای آفتاب نسبت می دادند و این بی تناسـبی نیست ، چه واقعا آغـاز زمستان مانند تولد جدید خورشید است که از آن روز در نیم کره شمالی رو به افزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قـوی تر می شود . ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه می گوید : ( روز یکم ماه دی ، خور نیز نامیده می شود ) و در قـانون مسعودی نسخه موزه بریتانی لندن خوره روز ثبت شده ، اگر چه در بعضی منابع دیگر خرم روز نامیده شده است .
اما ضد تاریکی ، روشنایی است . تصور گذشتگان بر این بود که تاریکی نماینده اهـریمن است و روشنی از تجلیات و آثار اهورایی . به همین مناسبت در شب ها آتش نیز روشن می کردند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شـده و بگریزند . هـمچـنان که خورشـید به مناسـبت فـروغ و گرمای کارسازش تقـدس پیدا کرده بود ، آتش نیز از هـمان تقـدس و والایی در نزد مردم برخوردار شـده بود .در شب یلدا ، یا تولد خورشـید جهت رفع این نحوست ، آتش روشن می کردند ، دور هم جمع می شدند ، سفـره پهن می کردند و با هم غذا می خوردند . هـر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک ، همه را در سر سـفـره می گذاشـتند . این سفـره جنبه دینی داشت و مقـدس بود ، یعنی از ایزد ، خورشـید و روشنایی و برکت می طلـبیدند تا در زمسـتان به خوشی سر کنند و میوه تازه و خشک و چیز های دیگر در سفـره ، تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پر برکت داشته باشـند . همه شب را در پرتو چراغ و نور آتش می گذراندند تا اهـریمن فـرصت تباهی و دژخویی پیدا نکند . به هر حال ، ایرانیان امروز هم مانند گذشته ، شب یلدا را جشن می گیرند . در این شب ، اقوام و خویشاوندان دور و نزدیک دور هم جمع می شـوند و پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها برای بچه ها قـصه می گویند ، فـال حافـظ می گیرند و آجیل مخصوص این شـب و انار و انگور و هـندوانه و ... می خورند . اعـتقـاد گذشتگان بر ای بود که با خورندن هـندوانه ، لـرز و سوز زمسـتان را حس نمی کنند . آن ها معـتقـد بودند خوردن میوه هایی چون انار و پرتغال به آن دلیل است که رنگ این میوه ها به مانند رنگ نور خورشـید به هـنگام سپیده دم است و از دیرباز رسم بر آن بوده که از این میوه ها در این شـب میل شـود .
پس یکم دی ماه ، به مناسـبت آن که تجدید حیات خورشـید است ، به نام یلـدا یعنی تولد خورشـید ، مشهـور شده و جشن گرفته می شـد . اما در آغاز دی ماه ، جشن بزرگ دیگری نیز بود . در آن روزها هرگاه نام روز و ماه با هـم تلاقی می یافـت ، آن روز را جشن می گرفـتند و در اوسـتا به معنی آفـریدگار و خداوند و ددو در پهلوی شکل تغییر یافـته همین واژه است . ماه دی نیز شکل فارسی و تغییر یافته جدید هـمین کلمه اسـت . و نخستین روزش به نام پروردگار است و به این منظور جشنی بوده ضمن آن که چند روز تولد خورشـید نیز بود . به آن خرم روز گفته شـده و و جـشن بزرگی در ایران باستان به هـمین مناسبت می گرفـتند . ابوریحان بیرونی می گوید : (( دی ماه را خور ماه نیز می گویند . نخستین روز آن خرم روز است و این روز و این ماه هـر دو به نام خدای بزرگ اسـت . )) این روز نزد ایرانیان بسیار گرامی بود و آغـاز سال نیز محسـوب می شـده اسـت . در دوران گذشته ، انتشار آیین مهر به روم و بسیاری از کشورهای اروپایی ، باعـث شـد که روز بیست و یکم دسامبر را که برابر با یکم دی ماه بود ، به عـنوان روز تولد مهر یا میترای شکـسـت ناپذیر جشن بگیرند اما در سـده چهارم میلادی بر اثر اشتباهاتی که در کـبیسـه روی می داد ، تولد مهر نجات بخش ، یا مسیحای منجی در بیست و پنجم دسامبر واقع شـد و از آن پس تثبیت شـد . تا آن زمان تولد عـیسای مسـیح در ششم ژانویه جشن گرفـته می شـد . اما هنگامی که کم کم مسیحیت در روم جا باز کرد ، متولیان کـلـیسـا چون نتوانسـتند با برانداختن جشن تولد میترا در بیست و پنجم دسامبر غـلبه کنند ، همان روز را زایش عـیسای مسـیح اعـلام کردند که تا این زمان نیز باقی مانده اسـت . یلـدا یک واژه سریانی است به معنی تولد . رومی ها خودشان واژه ناتالـیس را به معنی تولد داشـتند . مسـیحیان سریانی واژه یلـدا را با خود به ایران آوردند و از آن زمان تا کنون این نام در ایران ماندگار شد . البته فقط تولد میترا و موعـد زمانی آن نبود که در مسیحیت خارج شـد ، بلکه در واقع امروزه هـمه مسـیحیان جهان ، شب تولد مسـیح را جشن می گیرند و تا بامداد بلندترین شـب سال را بیدار مانه و با خوردن و نوشیدن و شادی می گذرانند .
حشيش چيست؟
حشيش صمغ چسبناك از بوته كانابيس است كه معمولا به صورت تكه هاي جامد مكعبي شكل فروخته مي شود و در رنگهاي مختلف از قهوه اي كم رنگ تا سياه ديده شده، در ساختمان تركيبي اش به صورت انواع مختلف از خشك و سخت گرفته تا نرم و شكننده ديده مي شود. معمولا آن را خرد و ريز كرده و در پيپ و يا سيگارهايي كه با دست درست مي كنند، مي پيچند و با ماري جوانا يا توتون مصرف مي كنند. حشيش به صورت خشت پخته مي شود.
نامهاي خياباني آن (Pot, Smoke, grass, Hash) مي باشد. از نظر طبقه بندي فارماكولوژي، تضعيف كننده يا محرك سيستم اعصاب مركزي است.
مصرف پزشكي:
حشيش به عنوان مسكن و ماده رفع بي خوابي كه ايجاد آرامش مي كند و THC و ديگر مشتقات براي درمان برخي از بيماريها از جمله آسم و صرع مي تواند مورد استفاده قرار گيرد، ولي در حال حاضر فقط در درمان حالت تهوع و استفراغ ناشي از شيمي تراپي در درمان سرطان، استفاده مي شود.
اثرات كوتاه مدت:
بايد دانست كه اثرات حشيش با توجه به مقدار و نوع استفاده (كشيدن يا خوردن) متفاوت است. وضعيت جسمي و سلامت فرد از جمله وزن، اندازه، خلق و خوي فرد، درجه تحمل و ... فرق مي كند. اثرات كشيدن حشيش در عرض چند دقيقه پس از مصرف ظاهر مي شود و 2 تا 4 ساعت باقي مي ماند. در صورت خوردن هضم آن به طور بطي و كند صورت مي گيرد. لذا اثر آن به تدريج و طولاني تر مي گردد، معمولا فرد پس از مصرف حشيش احساس آرامش و راحتي مي كند، قوه درك و احساس او افزايش مي يابد، رنگها به نظرش شفاف تر و روشن تر مي آيند، صدها به نظر از فاصله دورتر به گوش مي رسد. به هر حال در ادراكات حسي به خصوص بينايي و شنوايي تحريف به وجود مي آيد، اشتها افزايش مي يابد، مخصوصا در مورد غذاهاي شيرين.
از اثرات كوتاه مدت ديگر مصرف حشيش عبارتند از: خواب آلودگي ، قرمز شدن چشمها، افزايش ضربان قلب، خشكي دهان و گلو، گشادگي مردمك چشم، مختل شدن قوه حافظه و تمركز فكري به طور موقت، اختلال درك زمان و مكان، اضطراب، افسردگي، هيجان، تحرك زياد، تحريك پذيري، تند مزاجي، بي قراري، پر حرفي، خنده هاي بي دليل، احساس طرد شدگي، ترس و وحشت، دگرگوني و تغيير شكل فضا و زمان – اختلال در هماهنگي و تعادل در راه رفتن، احتمالا اوهام كه اغلب توام با حالت پارانويايي به خصوص در مصرف مقدار زياد آن همراه است. دوز معمولي آن، مهارتهاي كاربردهاي ماشيني را لطمه مي زند، از اين رو به خصوص رانندگي در حين مصرف حشيش بسيار خطرناك است ، ماده T. H. C. كه تركيب فعال حشيش است در بدن افرادي كه تصادفات شديد رانندگي داشته اند و منجر به جراحات سختي گرديده، ديده شده است.
اثرات عمده بلند مدت:
تحقيقات نشان مي دهد كه اثرات سوء مصرف حشيش به خصوص در بين جوانان و بزرگسالان حتمي است از جمله: از دست دادن انگيزه و علايق، آسيب به حافظه و تمركز فكر، عدم قابليت رانندگي، كاهش قواي دفاعي بدن در برابر عفونتها و بيماريها، گيجي و سردرگمي، فقدان انرژي و ... در اثر استفاده مرتب و مداوم حشيش پيش مي آيد.
هم چنين خطر ابتلا به برونشيت مزمن، سرطان ريه و بيماريهاي دستگاه تنفسي در مصرف كنندگان منظم حشيش بيش از ديگر گروههاست. كشيدن سيگار ماري جوانا و حشيش آسيب شديدي به دستگاه تنفسي مي زند، زيرا تار موجود در آن، دو برابر قوي تر از تار موجود در سيگار معمولي است. هم جنين عوامل ايجاد كننده سرطان در تار موجود در حشيش خيلي بيش از سيگارهاي معمولي است.
مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه رشد طبيعي بك نوزاد به وسيله مصرف مرتب حشيش يا ماري جوانا به وسيله مادر، در دوران بارداري مي تواند به طور جدي آسيب ببيند. آزمايشات بر روي حيوانات نشان داد كه نوزادان حيوانات آزمايشگاهي كه در دوران بارداري تحت مصرف اين ماده قرار گرفته بودند، داراي برخي از ناهنجاريها و رفتار غير عادي بودند، در اثر مصرف مداوم وابستگي رواني و تحمل ايجاد مي شود، نشانه هاي ترك شامل اضطراب، عصبانيت، از دست دادن اشتها و بي خواب و بد خوابي است.
روغن حشیش:
روغــــن غليظ سبزه تيره يا قهوه اي مايـــــل به قرمز است كه از تصفيه حشيش با يك ماده محلل ارگانيك بدست مي آيد و معمولا آن را به توتون داخــــل سيگار ماليده و به صورت دود كردني مصرف مي شود.
تي. اچ. سي. (T. H. C.)
يك تركيب حلال در حشيش است و به طور خالص، يك تركيب شيميايي است. THC به ندرت در خيابان قابل دسترسي و خريد و فروش است و آنچه كه به نام THC فروخته مي شود، معمولا پي. سي. پي يا ال. اس. دي است.
THC مخفف (Tetra Hydro Cannabinol) يكي از عناصر فعال شاهدانه است. THC يك ماده قوي توهم زاست، و اثرات شيميايي آن شباهتهايي به L. S. D. دارد كه عبارتند از تغييرات در رفتار، اختلال در حس زمان و حواس بينايي و شنوايي، از خود بي خود شدن. با اين همه شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد احتمالا اين دو دارو از طريق مكانيسم هاي بيوشيميايي مختلفي عمل مي كنند و اثرات آنها روي عملكرد مغز متفاوت است.
کردستان
سنندج: به استناد گفته مورخين، قلعه سند در سنندج را سليمان خان اردلان، والى كردستان در زمان شاه صفى (۱۰۳۸ـ۱۰۵۲ هـ .ق) آباد كرد. در گذشته به جاى شهر سنندج فعلى شهرى به نام (سير وجود داشت) كه اين كلمه در فارسى به معناى (سى سر) است. سنندج مدت چهار قرن تحت حكومت حكام موروثى خاندان اردلان بود كه نسب خود را به ساسانيان مى رساندند. مكانهاى ديدنى و جذاب اين شهر عبارتند از: مسجد دارالاحسان ـ مجموعه تفريحى پارك آبيدر ـ باغ سپيدار ـ بازار سنندج ـ عمارت آصف (خانه كرد) ـ موزه سنندج ـ عمارت خسروآباد ـ عمارت وكيل ـ حسام خان ـ قرآن نگل ـ هاجره خاتون ـ امامزاده پيرمحمد ـ امامزاده پيرعهد ـ سد قشلاق ـ درياچه قشلاق ـ پل قشلاق.
مريوان: اين شهر حدود يك قرن سابقه تاريخى دارد. يكى از شاهزادگان قاجار به نام فرهاد ميرزا كه كمى پيش از مشروطيت دراين شهر حكومت مى كرد قلعه اى بنا كرد كه جريان نهايى آن در كتيبه اى كه بر ديوار مسجد دارالاحسان يا مسجد جامع سنندج نصب شده است. درياچه زريوار درغرب مريوان زيبايى خاصى به اين شهر بخشيده است. از نقاط ديدنى و جذابيتهاى گردشگرى اين شهر مى توان از كوه كانى چرمه، قلعه الهام، قلعه مريوان (قلعه هلوخان)، درياچه زريوار، آبشار كويله، بازار مرزى باشماق، بازار داخل شهر و پوشش جنگلى اطراف مريوان نام برد.
سقز: موقعيت طبيعى و نحوه استقرار شهر در دامنه ارتفاعات و رودخانه اى كه از كنار آن مى گذرد، اين شهر را به يكى از زيباترين شهرهاى استان كردستان تبديل كرده است. نقاط ديدنى و جذاب اين شهر عبارتند از مسجد جامع كو رحمان، مسجد دومناره، بازار قديمى، كاروانسرا و بازار قديمى سقز و تپه باستانى زيويه.
بيجار: بيجار از مناطق بسيار زيبا و حاصلخيز استان كردستان