سلام بر شما دوستان همراه
توی این سه ماهی که نبودم اتفاقاتی افتاد مناسبتهایی بود که هرچند مدت زمانی از اون میگذره اما حیفم اومد که چیزی در موردش ننویسم
اول
بهترین مناسبی که داشتیم جشن بزرگ اسلامی نیمه شعبان ولادت منجی عالم بشریت حضرت امام مهدی (عج)بود شهرمان سراسر غرق در نورو شادمانی بود همه چیز رنگ عید داشت هیچ کوچه و خیابانی رو نمیتونستی پیدا کنی که خاموش و بی نورو سراسر هلهله نباشه جونهای شهرمون سنگ تموم گذاشتن تمام توانشون رو برای ابراز علاقه به امام زمانشون گذاشتن دار بستها رو آماده کردن با چادر پوشوندن و با حداقل وسایل زینتش کردن هر جا میرفتی با کیک و شیرینی ازت پذیرایی میشد خدا جون شهرمون امام زمانی شده بود همه داشتن به همدیگه تبریک میگفتن و همدیگه رو در آغوش میگرفتن از این مسجد به اون مسجد و از این جشن به اون جشن میرفتن و از بانیان اون با این کارشون تشکر میکردن و این ولادت باسعادت رو بهشون تبریک میگفتن
اما من همونجوری که غرق در شادمانی و شعف بودم یهو قصم گرفت کاش میبودند اون کسانی که تهمت بی دینی رو به تموم مردم نسبت میدادن کاش بودند اون کسانی که یه عده اندک ملحد رو به تموم مردم تعمیم میدادن کاش بودن و با چشمان خود این شور و حرارت رو میدیدند
اما این چیزی نبود که کسی بتونه منکر علاقه مردم شهرم به اءمه اطهار بشه بله دوستان هر چه ازروز میگذشت بر این شور و حرارت و عشق به منجی عالم بشریت شعله ور تر میشد و در بعد از ظهر به نقطه اوج خود رسید شربت و شیرینی کام مردم رو شیرین تر میکرد و دیگهای آش رشته برای سلامتی امام عصرمون روی بار رفت هر کس به اندازه وسعش در این نذری شریک شده بود دیگه کسی از نداری خجالت نمیکشید یه رشته دوتا روغن نخود و... خوردن این آش اونم آش سلامتی امام عصر برای مردم حتی یک قاشق تبرک بود چه زیبا و چقدر لطیف همه در کنار هم یک بار دیگه به همبستگی رسیدیم و یک روز خوب رو سپری کردیم و هر کس به نحوی این عشق و ارادتش رو به خاندان عصمت و طهارت ابراز کرد آری امروز شهرمون یه بار دیگه امام زمانی شد و پوست انداخت و متبرک شد تا یه سال خوب و پر برکت رو برای شهروندان مسلمان خودش رقم بزنه
دوم
این بود که توی این یکی دو دهه اخیر البته به نظر من کاربردی ترین نمایشگاه مهدویت با همت هیئت امنا مسجد امام حسن (ع) برگزار شد متاسفانه به علت مشغله ای که داشتم نتونستم زیاد استفاده ببرم اما توی همین نیم ساعتی که بودم کارگاه های بحث مهدویت با حضور علمای حوزه و جوانان حق طلب برگزار بود و در دیگر غرفه ها نیز توضیحات مفصلی ارائه میشد که بعضا توسط جوانان پاک نیز این توضیحات ارائه میشد غرفه ای هم به کودکان اختصاص داشت که با رویای کودکانه و با حس لطیف و پاک خودشون کارهایی رو ارائه میدادن که نشان از رابطه ای و ارادتی خاص نسبت به امام غائبشون بود
سوم
بحث داغ انتخابات و حضور جناب احمدی یکی ازمدیران خوشنام و پرتلاش شهرمون بود که اعلام آمادگی نیز کرده بودند اما به یکباره با قبول پست جدید ما از خدمات ایشون محروم شدیم
جریان چه بود؟ چرا حالا؟ و چرا ایشون قبول کردن؟ آیا بنظر شما این نوعی نون قرض دادن به همدیگه نبود ؟چه کسی از حضور احمدی در عرصه انتخابات سود میبرد؟ وچه کسی زیان؟
اما بهرحال ایشون رفت و ما هم درسمت جدید براشون موفقیت آرزو می کنیم اما حضورشون در این عرصه حداقل میتونست تنور انتخابات رو گرم تر کنه نظر شما چیه؟
چهارم
حضور یه شخص باعنوان خوشتیپ آبادانی در وبلاگ بود که فقط حرف رکیک میزد نمیدونم چرا؟اما بهر حال یه خارج نشین بود که احتمالا به قول معلم خوبمون دمبشو با جل پاک توجه داشته باشین با جل پاک گرفته بودن و پرتش کرده بودن خارج اگه دقت کرده باشین چیزی برا گفتن نداشت مرتب میگفت شما بلد نیستید را برید!!!!! شما اینچنین هستید شما آنچنان هستید دوبی نرید!! زیارت توی کشورهای عربی نیاید!!!!!! و اگه بیاید با من طرفید که نشان از یه آدم میداد که ثبات شخصیت نداره
بقول یکی از دوستان که ایشون رو ردیابی کرده بود در تازه ترین خبرش اعلام کرد که از توی یه تیمارستان کامنت میذاره !!!!!!!!!!شاید هم واقعیت داشته باشه بهر حال اروپا اونقده پیشرفت کرده که اینجور جاهاشم هم مجهز به پیشرفته ترین وسایل ارتباطی شده و یه بیمار به راحتی میتونه با عالم خارج ارتباط برقرار کنه و اون چیزهایی که توی وجودشه کم است رو در قالب کلمات بیاره نه بامشت و لگد به هم تختی هاش
پنجم
توی این سه ماه بیکار بیکار هم نبودم چندین ده تا وبلاگ ساختم و کلی هم روش کار کردم و چند تایی رو هم آنلاین واگذار کردم که خوشبختانه الان از وبلاگهای فعال هستن وبلاگ مشترک هم داشتم که فکر کنم توی تاریخ وب نویسی اتفاق نیفتاده که دو نفریابیشتر بدون اینکه همدیگه رو بشناسن و تمایلی هم به اینکار نداشته باشن یه وب رو به اشتراک اداره کنن و اتفاقا از وبهای زیبا و موفق البته در نوع خودش باشه البته یه کارهای دیگه ای هم در دست اقدام دارم که به موقع به اطلاع خواهم رسوند اینو هم بگم که یه عده از دوستان با متلکهای قشنگشون این قبیل کارهای مارو به باد انتقاد میگیرن که بدیده منت قبول داریم
ششم
یکی دیگه هم ترکیدگیهای مکرر لوله های آب شهری بود که به دلیل مدیریت ضعیف این سازمان مشکلاتی رو برای همشهریامون ایجاد کرده لوله های آب بعضی از نقاط باید تعویض بشن اما وقتی که میترکن بقول یکی از بچه ها اونو تف چسبون میکنن یه جایی رو دیدم که توی 4تا5متر لوله 8 در عرض کمتر از یک ماه شش ترکیدگی ایجاد شده بود اونم توی پیاده رو و کنار یه خونه خشت و گلی جوری به این خونه آسیب رسونده بود که هر لحظه خطر ریزشش احساس میشه یکی نیست از این مدیرت محترم بپرسه آقاجون اگه لوله های توی خونت بترکه اونم شش بار بازم تعمیر میکنی یا از بیخ و بن تعویضش میکنی ؟؟؟؟؟؟
تازه یه چیز خیلی جالب تر صاحب ملک می گفت این آقای مدیر در بازدیدشون از منزل افاضه فرمودن این خونه خشت وگلیه و کلنگی باید از بیخ وبن بتمبونی یه آپارتمان بسازی !!!!!!!!!
آخه مگه نمیدونید چیه این آقای مدیر نفسش از جای گرم بلند میشه اگه حالا هم به شغل شریف ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ادامه میداد بازم همینو می گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این آقای مدیر نمیدونه که آقا توی این خونه دارن زندگی میکنن و بازم میخوان زندگی کنن نمیخوان دست بهش بزنن اگه راست میگی برو یه فکری به حال سیستم لوله کشی شهری و مجموعه ضعیف تحت اختیارت بکن تا اینقده مشکل ساز نشه نمیخواد بیای تز در مورد محل اسکان مردم بدی
هفتم
یکی دیگه هم نوشته هایی بر در و دیوار خانه هایی مشخص بود که یه وبلاگ هم دیدم روش خیلی مانور داده بود و خیلی هم مظلونمایی کرده بود غافل از اینکه بچه مسلمونهای شهرمون جوابشو دندون شکن داده بودن و در آخر توی نشریه ویژه نامه نسیم مهر وابسته به مشاوران جوان آباده هم عنوان شد که خود اعضای این فرقه ضاله جهت مظلوم نمایی اقدام به دیوارنویسی کردن. راستش و بخواید اینها از نظر مردم آباده مطرودند و در برهه هایی از تاریخ شهرمون برخورد های مردمی هم باهاشون شده که نمونه های آن در پایان نامه های دانشجویان آباده هم اومده و الان هم بخاطر قوانین نمیشه باهاشون برخورد کرد خدارو شکر توی کشور ما اینقدر آزادی وجود داره که اینها راحت جولون میدن اینو هم بگم اگه روزشون برسه مردم مسلمون ما حتی یک ثانیه هم بهشون فرصت نمیدن
هشتم
فرارسیدن ماه مبارک رمضان بود ماه ضیافت الهی ماه یقین ماه کتاب مبین ماه شورو شوکت ماه ایمان و روح رحمت ماهی که همه به مهمونی بزرگ دعوت میشن ماه رهسپاری عاشقان ماه چشمهای پر اشک بر درگاه پر خشیت خداوند ما هم امیدواریم که بتونیم بهترین بهره هارو از این ماه بگیریم امیدواری دیگمون اینه که انشائ الله مارو از دعای خیرتون بهرمند کرده باشین پس عاشقان سلام بر ماه خجسته جان و سلام بر رمضان
نهم
قرار گرفتن در هفته دفاع مقدس این هفته که با رژه غرور انگیز نیروهای نظامی انتظامی و مردمی آغاز می گردد و هر روزی با عنوانی خاطره انگیز همراه است آری و هر ایرانی غیرتمندی را یاد روزهای خون و آتش و جنگ و جهاد و شهادت با کفار می اندازد یاد روزهایی که بهترینها را از دست دادیم یاد روزهایی که هر ایرانی وطن پرستی در هرجای این آب و خاک در پی حماسه آفرینی بود پیرزنان که نه شیرزنان با اهداء حداقل آذوقه خود مردان و زنان و دختران و پسران با کمکهای پشت و درون جبهه هر کدام حماسه ساز شدند تا بار دیگر و در امتحانی دیگر این همبستگی ملی به اوج خود برسد و گردنکشان تاریخ ظالمان عرصه تاریک زمان را سرجایشان میخکوب کنند پس باید گفت آفرین بر همت بلندتان که از ذره ذره خاک گلگونمان دفاع کردید خاکی که با خون سرخ عزیزانمان متبرک شده و دیگر برایمان مقدس شده است
دهم
و آخرین موردش هم بالا گرفتن بحث قطع بیش از 3000اصله درخت بالای 30سال بود که متاسفانه بعضی از وبلاگ نویسها به اشتباه 1000اصله درخت عنوان کردن که جاداره که اونو توی وبلاگهاشون تصحیح کنن البته بچه ناف ساکت نخواهد نشست درحال رایزنی با سازمانهای طرفدار حفاظت محیط زیست هستیم که به نحوی بشه زندگی دوباره ای به این درختان که مایه حیات ما آدمیان هستند بخشید و در ضمن جاده هم عریض تر بشه و از حوادث رانندگی کاسته بشه
البته چیزهای دیگه ای هم بود که متاسفانه نتونستم به تمومشون بپردازم که انشاءالله تو یه فرصت مناسب باشما همشهریان خوب درمیون خواهم گذاشت