تبليغاتX
بچه ناف آباده

                   ما مخالف قطع درختیم

                            

قطع درخت کار سختی نیست یک تبر می خواهد و دیگر هیچ و بعد از مدت زمان کمی می توانی تعدادی چوب تحویل بگیری آیا این است مزد درختانی که باعث تلطیف هوای شهرمان بوده اند ؟

در طول تاریخ تابناک شهرمان بی سابقه است اینگونه مقابله با محیط زیست !اما چه باید کرد راهکارها چیست؟

یکی از پدیده های جدید شهرمان قطع بی رویه درختان است به بهانه های کارشناسی آنهم در ورودی شهر جایی که چهره نمادین شهرمان را دربرابر مسافرین ورهگذران نمایان می کند همیشه در طول سی سال گذشته این درختان سبزو سربه فلک کشیده خوشامد گوی میهمانان شهرمان بوده اند اما در غیاب آنها شهرمان چه جلوه ای خواهد داشت به چه بهانه ای این درختان میخواهند قربانی شوند؟

یک و نیم متر عریض تر شدن جاده که این جاده حاضر تا ده سال دیگر هم جوابگو خواهد بود مطمئنا جالب اینکه نصف این مقداری هم که قرار است به جاده اضافه شود صرف بلوار بندی وسط خواهد شد که برای خودنمایی سازمانها فراهم خواهد شد

می توان قبول کرد که قطع درختان و تخریب فضای سبز شهریمان سیاسی نیست اما مسئله مهم اینست که نباید گذاشت سیاست شود که این خطرناک تر است بعد از تخریب قسمتی از باغ زیبای کودک حالا نوبت ورودی شهر فردا نوبت حد فاصل فلکه منتظری و سه راه سعدی و فرداها باید منتظر ...بود

                                                         

باید دوبرابر درختان قطع شده در همان منطقه درخت بکارند

طبق قانون شهرداری موظف است به ازای تعداد درختهایی که قطع می کند دوبرابر آن درهمان منطقه درخت بکارد ولی آیا شهرداری شهرما مطابق قانون رفتار خواهد کرد ؟قطعا این کار را نخواهد کرد ؟و این خود یک نوع قانون شکنی خواهد بود اگر غیر از اینست مسؤلین قانونمند شهرداری و شورای شهر آباده پاسخ دهند

توزیع ناهمگن سرانه فضای سبز

لایحه حفظ و گسترش فضای سبز مصوب سال 1359شورای انقلاب است که که در آن تاکید شده است تمام درختان باید دارای پلاکهای شناسایی باشند و شهرداری باید با متخلفان و کسانی که درختان را قطع می کنند و به آن آسیب می زنند برخورد کند

حال اگر خود شهرداری اقدام به قطع درختان و آسیب زدن به آنها کند تکلیف چیست و چه کسی باید با آن برخورد کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

طبق شاخص های محیط زیست سازمان ملل متحد سرانه فضای سبز برای هر نفر باید 20تا 25 متر مربع باشد مسؤلین پاسخ دهند سرانه فضای سبز شهر آباده برای هر نفر چه مقدار است ؟؟؟؟؟؟؟؟

با مقداری خوشبینی این سرانه با همت شهرداری و سازمانهای ذیربط مقدار قابل قبولی است اما این دلیل برای قطع درختان نخواهد بود در ضمن این فضای سبز به طور ناهمگن و نادرستی در سطح شهر پراکنده است بطوری که حاشیه های شهر بیشترین فضای سبز را دارد و مرکز کمترین میزان را داراست و اتفاقا آن قسمتی هم که قرار است قطع درخت شود نیز کمترین میزان فضای سبز را دارد و این تخریب درختان بر این ناهمگنی و نابرابری خواهد افزود که نگران کننده خواهد بود

درخت جابجا شدنی نیست

                                                                  

برخی دوستان وبلاگ نویس حرف از جابجایی این درختان زده اند که صرفه نظر از هزینه بالای این کار که احتیاج به ماشین آلات دارد که مطمئنا شهرداری زیر بار این قبیل هزینه ها نخواهد رفت و باید گفته شود این حرف یک تعارف بیش نیست و مهمتر اینکه این کار دارای ریسک بالایی است چرا که بیشتر این درختان قابلیت جابجایی ندارند و در صورت جابجایی خشکیده می شوند در ضمن اگر به درختان سمت چپ از طرف اصفهان به داخل شهر نظری بیفکنیم به صورت دو طرفه روییده اند یعنی دو اصله درخت روبروی هم به فاصله کم قرار دارند که در صورت جابجایی چون ریشه های آنها را نمی توان سالم بیرون آورد خشکیده خواهند شد و همچنین هزینه زیاد مقرون به صرفه نخواهد بود پس باید گفت:در شهر ما آباده درخت جابجا شدنی نیست قطع شدنی است که ما با قطع حتی یک درخت شدیدا مخالفیم چرا که قطع اینهمه درخت برای افزوده شدن مقدار کمی به جاده اصلا زیان و خسران کامل و لکه زشتی برای شهرمان خواهد بود؟؟؟؟؟؟؟؟

بهر حال بچه ناف آباده از سر دلسوزی تمام گفتنی ها را برزبان قاصر خود جاری ساخت و بقول معروف من آنچه شرط بلاغت است را باتو گفتم خواه پند گیر خواه ملال امیدوارم مسؤلین و تمام کسانی که در این امر دخیلند از بچه ناف خرده به دل نگیرند اما باید توجهشان را به این مسئله معطوف کنم که قطع درختان در زمان تصدی مسولیت آنها و دورانی که ما در این شهر زندگی می کنیم و امانتدار شهرمان برای آینده گان هستیم در طول تاریخ آباده بی سابقه است پس بیشتر بیندیشیم و بهتر تصمیم گیری کنیم

                                                               

 

                                             

دوست عزیز سلام
خیلی فرق نمیکنه که 1000 اصله درخت در شرف قطع شدن هست و یا 3000 اصله درخت . من عریض شدن و زیباتر شدن ورودی شهر را مهمتر از قطع این تعداد درخت می دانم . قبلا هم مکررا گفتم که اگر مقرون به صرفه باشد , این درختان را در جای دیگری بکارند وگرنه ...

هر چند نمیخواستم بنویسم اما ناچار باید بگم اینم جواب بچه ناف آباده هستش که توسط یکی از وبلاگ نویسها داده شده نمی خوام بگم متاسفم جوابی هم ندارم فقط محض اطلاع اینجا اوردم چون اگه تو وبلاگم گذاشته بود بهتر می تونستم جواب بدم بهر حال از اینکه جوابم رو داد ازش ممنونم

                                                   

 

   

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:43 توسط ::رهام::


حاج محمد جعفر آباده اي

يكي از آثار بسيار نفيس و مهم دوران قاجار در اصفهان، مسجد حاج محمد جعفر آباده اي است. اين مسجد كه يادگار حاج محمد جعفر آباده اي روحاني برجسته عصر قاجار است از لحاظ استحكام و تزئينات كاشيكاري از نوع گره كاري در عداد آثار شاخص اصفهان يه شمار مي رود.

اين مسجد در محله دردشت اصفهان واقع است كه از لحاظ ارتباطات محلي داراي موقعيت ممتاز و بي نظيري است زيرا علاوه بر بازار مجاور به وسيله كوچه هاي موجود و با اغلب واحدهاي اطراف مرتبط مي گردد.

اين بناي بي نظير به وسيله دو درب در جبهه هاي شمال و شرق با كوچه شمالي و بازار شرقي ارتباط دارد. كتيبه سردر شرقي مسجد به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي خشت لاجوردي شامل آيات قرآني است. تاريخ كتابت اين كتيبه 1296 هجري قمري است.

در هلال ايوان شمالي و اطراف آن نيز كتيبه اي به خط ثلث و تاريخ 1280 هجري قمري به چشم مي خورد. در ايوان غربي كتيبه اي است كه در سالهاي اخير كاشيكاري شده و آيات قرآن با تاريخ 1368 هجري قمري كتابت شده است. در ايوان هاي طرفين ايوان غربي و در طاق راهروهاي ايوان شمالي مسجد خطوط بنائي بسيار زيبائي نوشته شده كه مضمون آنها عبارات مذهبي است.

منبر نفيس اين مسجد با رسم هاي هندسي توپر و آلت و لغت هاي چوبي رنگين تزئين شده و هر بيننده اي را به اعجاب و تحسين وا مي دارد. شبستان زمستاني مسجد كه در ضلع غربي ساختمان واقع شده است با كاشي و آجر معقلي و طرحهاي هندسي بر نفاست و عظمت مسجد مي افزايد.

محراب اصلي مسجد حاج محمد جعفر كه با كاشيهاي 7 رنگ خشتي تزئين يافته شباهتي تام با كاشي هاي مسجد سيد دارد. به طوريكه بسياري از محققين و كارشناسان عقيده دارند استاد كار هر دو مسجد يكي بوده است.

مسجد حاج محمد جعفر آباده اي در جنگ تحميلي مورد اصابت موشك قرار گرفت و آسيب بسيار ديد كه به شيوه اول بازسازي شد

                            


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:31 توسط ::رهام::


                                                     

وبلاگ نویسی سیاسی: آسیب شناسی سندرم واگیر دار  حاد توهم وبلاگ نویسی SAWS   

سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی یا ساوز(Severe Acute Webloger Syndrome) نوعی بیماری واگیردار است که به راحتی ممکن است هر وبلاگ نویسی را مبتلا کند. این بیماری که تا پیش از این به ندرت و آن هم در میان برخی از وبلاگر های پر سن و سال تر دیده می شد، با یک جهش ژنتیکی در کل اکوسیستم وبلاگستان شیوع یافته و نمونه های فراوانی از ابتلای به آن نه فقط در میان وبلاگر های پرسابقه بلکه حتی تا در میان وبلاگرهایی با سابقه  چند ماهه نیز مشاهده شده است. از آنجایی که بهترین شیوه با شیوع این نوع بیماری های خطرناک و به شدت واگیر دار اطلاع رسانی عمومی است، علایم بیماری و برخی از راهکارهای مبارزه با آن از این طریق به اطلاع می رسد.

 

ساوز SAWS چیست؟

SAWS یا سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی، نوعی بیماری است که در بین وبلاگ نویسان شیوع می یابد و باعث بروز اختلالاتی در افکار و اعمال مبتلایان می شود. وبلاگ نویس مبتلا به این سندرم، دچار خودبزرگ بینی شدیدی شده و حالاتی خدای گونه از خود بروز می دهد. "احساس مالکیت" در بیمار به شدت تقویت شده بطوریکه علاوه بر بروز واکنش های بسیار شدید در خصوص وبلاگ خود، نسبت به فضای وبلاگستان نیز دچار نوعی حس پدرخواندگی می شود. بیمار مبتلا به ساوز، احساس می کند که جزئیات افکار و حتی روابط شخصی وی، برای مخاطبان وبلاگش اهمیت حیاتی دارد و در نتیجه علی رغم احساسات خدای گونگی اش، تلاش طاقت فرسایی را برای  رفع این نقیصه بکار برده و ضمنا از این طریق به ارائه نوعی الگوی کامل و دقیق از خود به دیگران اهتمام می ورزد!

 

نشانه های سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی SAWS

بیمار به همان میزان که در مقابل انتقاد تک و پراکنده غیر قابل نفوذ می نمایاند و حالت تهاجمی به خود می گیرد، در مقابل انتقادات حجیم و متعدد، رفتارهای پارانویایی از خود بروز می دهد و به خاطر توهم و سوظن شدید حالات انفعالی از خود نشان می دهد. هرگونه تایید و تمجید از وبلاگ بیمار، وی را دچار خودبرتربینی بیشتری می کند و هر گونه انتقاد و یا حتی کم توجهی، حس بدبینی پارانویایی بیمار را تقویت کرده و وی را از توهم سوقصد دیگران به وبلاگ خود مطمئن می سازد.

کلیه نشانگاه و پالس هایی که اصولا بازخورد جایگاه و کنش وبلاگر و وبلاگش است، به صورت تحریف شده به وی می رسد و این عامل به علاوه اصرار بیمار بر نتیجه گیری های دلخواه خود از حقایق موجود،  نوعی اسکیزوفرنی را در وی به وجود می آورد.

 

علایم شناخت بیمار مبتلا به سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی SAWS

عدم تماس با بیماران مبتلا به ساوز ساده ترین و بهترین راه برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری است که آن نیز مستلزم شناخت علایم این بیماری است. برخی از نشانه های ابتلا به سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی (یا به اصطلاح بومی: متوهمین حاد وبلاگی) از این قرارند:

 

یک متوهم وبلاگی:

1- ... به ندرت برای دیگران کامنت می گذارد و چنانچه این کار را بکند، با نام خودش کامنت نمی گذارد.

2- ... آی پی وبلاگ نویسانی که منتقد وی هستند را BAN(مسدود) می کند.اصولا قسمت نظرات خود را مشروط به تایید مدیر وبلاگ می کند با این بهانه که ممکن است فحاشی صورت گیرد !!!

3- ... شدیدا در کار نان قرص دادن و قرض گرفتنِ بین الوبلاگی متبحر است، منتها دایره دوستانِ نانی را وسیع نمی گیرد و صرفا با چند نفر حاضر است دست به چنین معامله هایی بزند.

4- ... هر زمان که اراده کند و به هر دلیلی که صلاح بداند، هر بلایی که دلش بخواهد روی بخش کامنتهای وبلاگش و نظرات خوانندگان اعمال می کند. مثلا بخش کامنت برای وبلاگش نمی گذارد، یا می گذارد اما هر موقع که اراده کند آن را می بندد، یا هر کامنتی را که صلاح بداند منتشر می کند... .

5- ... روزی چهل بار نام خود و وبلاگش را سرچ می کند و تمامی مطالبی را که درباره او نوشته شده یا صرفا در آنجا نامی از وی برده شده را می داند و به سرعت واکنش نشان می دهد.

6- ... به طور پیوسته و به موازات وبلاگ نویسی اش، در حال صدور رهنمودهایی در باب اخلاق وبلاگ نویسی، رسم الخط وبلاگ نویسی، شیوه نگارش و... است.

7- ... عارش می آید مستقیم و شفاف درباره وبلاگ نویسانی که منتقد هستند و یا صرفا هم عقیده نیستند بنویسد. ضمنا آنقدر گذشت ندارد که این قبیل خبط(!)ها را نادیده بگیرد و در مواقع لزوم(که زیاد هم پیش می آید) با نیش و کنایه در مورد موضوعی می نویسد و صرفا "به عنوان مثال" به قربانی اشاره می کند.

8- ... در مقابل هر نوع کم اعتنایی ای، نظیر دعوت نشدن به همایش ها، نشست ها و داوری های و کلا هر برنامه ای که نوعی با وبلاگ و وبلاگ نویسی و فضای سایبر مرتبط باشد، واکنش هایی به شکل تهمت زنی، تمسخر و ناسزاگویی بروز می دهد.

9- ... از بخش لینکدونی و نیز بلاگ چرخان وبلاگ خود به عنوان اهرم قدرت استفاده می کند و بسته به مثبت یا منفی بودن ابراز نظرات سایروبلاگ نویسان با درج یا حذف لینک آنها واکنش سریع نشان می دهد.

10- ... بسته به نوع دلبستگی به مقولاتی که به آنها علاقه مند است (مثلا ادبیات، سیاست، فرهنگ و...) به اتکای فعالیت وبلاگی، خود را در آن مقوله صاحب نظر می داند و بعد از هر یادداشتی، منتظر اثرات سریع رهنمودها و نظرات خود در سطح جامعه و حکومت می ماند!

 

پیشگیری و درمان سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی SAWS

متاسفانه مداوای بیمارانی که دچار این سندروم می شوند بسیار مشکل است اما در مراحل مقدماتی مداوای آن ممکن و نسبتا ساده است. برای این کار بهترین کار آن است که افرادی که در معرض سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی هستند، یعنی تمامی اهالی وبلاگستان، روش های شناخت و نیز درمان اولیه را بیاموزند. چنانچه شما وبلاگ نویس هستید و احساس می کنید برخی از حالات فوق را دارا می باشید، با انجام تمرین های زیر از سقوط خود به اوهام این سندرم حاد جلوگیری کنید:

 

توهم آمار شمارنده وبلاگ

1- چنانچه رشد شمارنده وبلاگتان، شما را به این توهم انداخته که "چون وبلاگ شما در هر هفته چند برابر تیراژ یک کتاب مهم و عمیق خواننده دارد، پس مهم تر و عمیق تر است و خود شما هم از آن نویسنده، بالاتر تر و محبوب تر" ؛ با استفاده از یک فیلتر شکن، به یک وبلاگ پورنو بروید و قبل از آنکه چشم و ذهنتان مشغول بعضی چیزها بشود(!) سریعا شمارنده آن را باز کنید. در اینجا به آمار و اعدادی برخواهید خورد که شما را شگفت زده و هُشیار خواهد کرد!

همچنین با استفاده از امکانات شمارنده تان، کلماتی را که بر اساس جستجوی آنها بسیاری از کاربران به وبلاگ شما وارد شده اند را مرور کنید.(این کار به خانم های جوان توصیه نمی شود!)

 

توهم تعداد کامنتهای وبلاگ

2- اگر تعداد زیاد کامنتهای وبلاگتان شما را متوهم کرده است، یک بار از یکی از دوستانتان خواهش کنید که بدون خواندن یکی از یادداشت های شما در وبلاگتان، کامنتهای آن یادداشت را بخواند و بعد از  او بخواهید که محتوا یا حتی کلیت موضوع یادداشت را حدس بزند. (توصیه: این خواسته را از اعضای خانواده و همچنین دوستانی که در مورد کلمات رکیک باهاشان رودربایستی دارید هم نخواهید!) خواهید دید که حدسیات رفیقتان بخاطر وجود انواع کامنتهای بی ربط، تبلیغاتی، ناسزا ، خوش و بش، تقاضای تبادل لینک و کل کل های بچه گانه؛ خیلی حنده دار خواهد بود.

 

تماس با دنیای خارج از وبلاگستان

3- همیشه سعی کنید که با دنیای خارج از وبلاگستان تماس لازم را داشته باشید. مثلا سعی کنید در بقالی سرکوچه یا در سلمانی یا آرایشگاه و خلاصه اینطور جاهایی که همیشه از هر دری سخنی می رود و عجیب ترین حرفها هم به راحتی هضم می شود، از وبلاگ صحبت کنید. اگر نفهمیدند وبلاگ چیست از رو نروید و بحث را به اینترنت بکشید و اگر مخاطبین باز هم دچار سوفهم بودند (مثلا فکر می کردند اینترنت همان چیزی است که چت است و عکس های داریوش اقبالی دارد و کنکور اعلام می شود!) بازهم خودتان را نبازید و بحث را به محتوای یکی از دغدغه های اخیر وبلاگستان ببرید، (مثلا هموفوبیا!) بعد نتیجه را خوب به خاطر بسپارید.

 

توهم شهرت

4- اگر روزی روزگاری احساس کردید که وبلاگتان خیلی مشهور شده و از شدت شهرت و مورمورتان شد، بروید سر کوچه و به طور اتفاقی از ده رهگذر راجع به وبلاگستان بپرسید. خواهید دید که از 6 نفری که با نگاه عاقل اندر سفیه از کنار شده رد نشده اند، سه نفرشان وبلاگستان را کشوری آفریقایی و یک نفر کشوری متعلق به آسیای میانه می داند. از دو نفر باقیمانده یکی سوال را جور دیگری متوجه می شود و با تهدید و فحش رکیک، یا بالعکس لبخندی معنی دار و شماره تلفن– بسته به اینکه اهل کدام محل باشید!- موضوع را دنبال می کند و احتمالا فقط یک نفر می داند وبلاگستان چیست که او هم حتما شما را نمی شناسد! حالا همین سوال را در مورد یکی از مجریان دست چندم شبکه سه سیما یا رادیو ورزش بپرسید!

با آرزوی سلامتی

------ .:شناسنامه مقاله :. -----------------------------------------

برداشت آزاد : مطالب با رنگ n در متن مقاله به صورت توضیح مطلب به متن نویسنده اضافه شده است ؛ وبلاگ  فن آوری اطلاعات یزد  Yazdit در حذف یا اضافه با رعایت قانون کپی رایت CopyRight  آزاد است

منبع : وبلاگ محمود فرجامی farjami.debsh.com

 نويسنده: محمود فرجامی

تاریخ انتشار: 2006,aug,09

منبع وبلاگ  : وبلاگ محمود فرجامی farjami.debsh.com

عنوان اصلی مقاله : سندرم حاد توهم وبلاگ نویسی (SAWS) چیست؟وبلاگ نویس ها حواس شان جمع باشد

لینک مستقیم  مقاله اصلی :

http://farjami.debsh.com/archives/wednesday|2006,aug,09|11;10;30.phpکلمات کلیدی عمومی وبلاگ : وبلاگ+ فن آوری اطلاعات+ فا + یزد + وب سایت + یزد فاوا+  Yazd + IT+ Weblog   + فن آوری اطلاعات و ارتباطات + فاوا + ICT

کلمات کلیدی مقاله توهم وبلاگ نویسی + SAWS+  سندرم + حاد + +ساوز +Severe Acute Webloger Syndrome+ وبلاگ +Weblog  + بیماری + واگیردار + وبلاگ نویسی سیاسی + آسیب شناسی  +سندرم +نشانه  +علایم + شناخت +پیشگیری + بیمار + متوهم +درمان + آمار شمارنده + کامنتها +  وبلاگستان +شهرت

---------------------------------------------------------------------------

 

 


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:24 توسط ::رهام::


كاغذهاي باطله، ثروتي كه در آباده بازيافت نمي‌شود

زمانيكه داهل در سال ۱۸۴۴ميلادي با تهيه كاغذ از چوب ، كار دانشمندان چيني را در زمينه فرآوري اين كالا تكميل كرد، شايد تصور نمي‌كرد كه اين اختراع مهم در ۱/۵قرن آينده سبب قطع درختان كره زمين يكي پس از ديگري شود.

هر چند كه اختراع اين محقق آلماني تاثيرات شگرفي در پيشرفت و انتقال علوم گوناگون در دنيا را به‌دنبال داشته است اما به‌لحاظ بهره‌برداري غير اصولي از منابع تامين‌كننده ماده اوليه كاغذ نبايد پيامدهاي منفي اقتصادي و زيست محيطي آن را از نظر پنهان كرد.

با پيشرفت و توسعه جوامع نياز به كاغذ روز به روز افزايش يافته و در عين حال تدابير مهمي براي صرفه‌جويي و بازيافت اين محصول انديشيده نشده است.

روزانه مقادير هنگفتي كاغذ به عنوان كاغذ باطله از گردونه مصرف خارج و به سرنوشت ديگر زباله‌ها گرفتار مي‌شود.

شايد دوره‌گرداني كه مقواها و بعضي از كاغذهاي باطله را از منازل با قيمت‌هاي بسيار پايين خريداري و يا آن‌ها را از ميان زباله‌هاي مقابل منازل و مغازه‌ها جمع‌آوري و به مراكز بازيافت مي‌فروشند تا اندازه‌اي به حفظ اين سرمايه ملي كمك مي‌كنند.

كارشناسان محيط زيست مي‌گويند : استفاده بي‌رويه از كاغذ و بازيافت نشدن كاغذهاي باطله علاوه بر لطماتي كه بر جنگل‌ها وارد مي‌كند به‌لحاظ افزايش حجم زباله و پراكنده شدن آن‌ها درمناطق داخل و بيرون شهر آلودگي‌هاي زيست محيطي را نيز به‌دنبال دارد.

به گفته آنان، در پاره‌اي موارد افراد اقدام به سوزاندن كاغذهاي باطله مي‌كنند كه دود ناشي از آن آلودگي شديد هوا را به‌دنبال دارد.

جمع‌آوري كاغذهاي باطله ادارات و سازمان‌هاي دولتي و تفكيك كاغذهاي باطله از ساير زباله‌ها در منازل و تحويل آن‌ها به مراكز تبديل از جمله راهكارهاي مناسبي است كه كارشناسان براي پيشگيري از زيان‌هاي اقتصادي و زيست محيطي مصرف غيراصولي كاغذ پيشنهاد مي‌كنند.

هرچند كه در آباده كار كارشناسي درباره ميزان تقريبي مصرف كاغذ و حجم توليد كاغذهاي باطله انجام نگرفته است اما بطور مسلم در اين شهرستان نيز روزانه مقادير هنگفتي كاغذ به‌عنوان باطله به‌ويژه از سوي ادارات دولتي و آموزشگاه‌ها از گردونه مصرف خارج مي‌شود.

تعدادي از شهروندان آباده ای معتقدند كه فرهنگسازي در زمينه شيوه صحيح مصرف كاغذ و نحوه تفكيك و بازيافت آن فقط با همكاري مردم و برنامه‌ريزي از سوي ارگان‌هاي ذيربط ممكن است.

یکی ازشهروندان ساكن آباده مي‌گويد : بايد براي عملي شدن اين دو موضوع مهم از سوي رسانه‌هاي گروهي فرهنگ‌سازي شود.

وي افزود: وزارت آموزش و پرورش به‌عنوان متولي تربيت و آموزش نسل آينده بايد در محتواي كتاب‌هاي درسي دانش‌آموزان مطالبي را به اين موارد اختصاص دهد.

يك شهروند دیگر آباده ای هم گفت : والدين بايد فرزندان خويش را از همان كودكي با صرفه‌جويي در مصرف كاغذ و اينكه باتوجه به امكان بازيافت كاغذهاي باطله نبايد آن‌ها را زباله محسوب كنيم، آشنا كنند.

امیدواریم شهرداری و ارگانهای ذیربط در احداث واحد صنعتی جهت بازیافت کاغذ بذل توجه کافی را بنمایند


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:11 توسط ::رهام::


جمعه بازار توهین به شخصیت شهروند شهرمهر

متاسفانه مدتی است که جمعه بازار به ابتدای جاده سیدان و کمی بالتر از محل سابق انتقال داده شده حالا فلسفه این انتقال چیست ؟برما که نامفهوم است اما شاید بخاطر این باشد که جمعه بازار آباده ای بخواهد از این آلاخون والاخونی به در آید و صاحب خانه ای گردد که اگر اینگونه باشد کار بسیار نیکویی است اما مسؤلین همیشه سرافراز ما باید بدانند که جای فعلی در شان شهروند شهرمان نیست و در واقع توهین محسوب می شود آیا این برادران خوب ما در شهرداری . شورای شهر . شبکه بهداشت و درمان . بازرگانی و...از جمعه بازار خرید می کنند اگر گلاب به روتون هنگام خرید احتیاج به دست به آب پیدا کنید چکار خواهید کرد جلو خودتان را می گیرید و به خرید ادامه می دهید و فشار قبر را به خود می خرید؟مطمئنا هیچکدامتان از جمعه بازار خرید نمی کنید می پرسید چرا؟ آخه آدم عاقل که حقوق 600تا 700هزار تومنی می گیره از جمعه بازار خرید می کنه که نه توش بهداشت رعایت میشه و پر از خاک و غبارو هزاران مرض دیگه رایجه آخه بچه ناف مگه مسؤلین سلامتی خود و خانوادشونو از تو جوب پیدا کردن که با خرید از جمعه بازار به خطر بندازن؟

بهر حال و خارج از هر شوخی و نیش و کنایه باید بگم اون شبکه بهداشت و درمانی که یه مغازه دار رو مجبور می کنه تا سقف کاشی کنه و هر شش ماه یه بار برا آزمایش سلامت به لابراتوار شبکه مراجعه کنه و هر یکی دو ماهی سر میزنه و کلی گیر سه پیچ میده نباید یه تذکر کتبی و شفاهی به این جمعه بازاریها بده که بابا مردم این شهر دارن از یه بازار عمومی خرید می کنن و قسمتی از زندگیشون رو اونجا میگذرونن این جمعه بازارتون رو یه آسفالتی بکنید و حداقل چند تا دستشویی براش درست کنین ؟؟

بخدا زشته که این بازار به این پررونقی اینجوری باشه بهداشت اونجا زیر حد صفر باشه پس سلامت شهروندان چی میشه؟کی مسؤول سلامت مردم این شهره؟

تو این نیمچه مقاله بخاطر احترامی که به مسؤلین شهرداری و شورای شهر شبکه بهداشت و درمان بازرگانی نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی این نیرو و همچنین دامپزشکی شهرستان آباده قائلم و نباید زحمات اونها در دیگر بخشها تحت تاثیر جمعه بازار آشفته قرار بگیره از درج عکس خودداری کردیم و به همین نیش و کنایه ها و حرف و حدیث ها بسنده می کنیم باشد که از دست بچه ناف کمتر دلخور باشند و از همین فردا دست بکار ساخت و احداث نداشته های این جمعه بازار بشن در ضمن یه نماز خانه ای هم برای بزرگوارانی که اونجا ارائه خدمات می کنند ساخته بشه که بتونن هم کاسبی خودشونو انجام بدن و هم با خدای خودشون راز و نیاز همرا با آرامشی رو داشته باشن 

در پایان هم وبلاگ بچه ناف آباده آمادگی دارد که جوابیه و احیانا پاسخ مسؤلین و حتی خود مردم را با احترام کامل در صفحه نخست قرار دهد


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:8 توسط ::رهام::


بلند مرتبه سازی در فضای شهری)به بهانه ساخت بزرگترین برج تجاری در آباده)

يکی از پديده هايی که شهر های امروز جهان و به ويژه شهرهای بزرگ با ان مواجه اند بلند مرتبه سازی

است. ايده ی بلند مرتبه سازی نخست به منظور بهره برداری از زمين های مرکز شهر و در پی توجه به

اقتصاد شهر مطرح گرديد. زيرا از سويی گرايش به تراکم و تمرکز واحد های اقتصادی، تقاضا برای زمين در

مرکز شهر را به شدت افزايش داده بود و از سوی ديگر عرضه زمين در اين منطقه شهر محدود بود. در نتيجه

افزايش تراکم ساختمانی به عنوان راه حلی برای افزايش سطح زيربنای مورد بهره برداری ارائه شد.

استفاده فراگير از اين روش، به تدريج افزون بر کاربريهای اقتصادی مانند کاربری های صنعتی، اداری و

تجاری دامنگير کاربری های مسکونی نيز گشت و به مناطق پيرامونی شهر نيز گسترش يافت، ليکن به

مانند هر راه حل ديگری، اين راه حل دارای تبعات و آثار منفی نيز بوده و مشکلات نوينی را برای شهروندان

پديد آورد که از آن جمله می توان به افزايش ازدحام و تراکم، افزايش آلودگی های زيست محيطی، کاهش

دسترسی شهروندان به هوای آزاد و نور خورشيد و افزايش مزاحمت های شهری اشاره کرد.

آخرين دهه های قرن نوزدهم با آغاز رشد عمومی ساختمانها (بلند مرتبه سازی) در غرب همراه بوده

است. پديده ی بلند مرتبه سازی ئر طی حيات خود اگرچه همواره از سوی انديشمندان گوناگون مسائل

اجتماعی، اقتصادی و شهرسازی مورد انتقاد واقع شده و به کاربرد ان با شک وترديد نگريسته اند اما

همواره بنا به ضرورت ها، نتوانسته است حضور دائمی خويش را به اثبات رساند و بر عرصه فعاليت خود

بيافزايد.

اين پديده از سويی می تواند به بسياری از مسائل شهری مانند کمبود زمين، کمبود مسکن و... پاسخ

دهد، اما از سويی ديگر خود پديد آورنده ی مشکلات و نارسايی های ديگری می باشد.

در کشورهای غربی سعی شده برای بهره مندی از مزايای بلند مرتبه سازی و برای کنترل مسائل و

مشکلات ناشی از آن توسط قوانين و مقررات کاربردی عمل کنند و پديده را تحت کنترل بياورند. در اين

تلاش شهر های ما در حال حاضر شاهد رشد و گسترش ساختمانهای بلند بر چهره خود می باشد و اين

در شرايطی صورت می پذيرد که شناخت صحيحی از اهميت موضوع وجود ندارد و قانون و مقررات کنترل

کننده نيز در دست نيست.

مقولات اساسی مربوط به بلندمتبه سازی ها

۱.آثار اقتصادی

الف ـ تاثير ساختمانهای بلند بر تراکم ساختمانی و مصرف زمين

ب ـ هزينه احداث ساختمانهای بلند

ج ـ تاثير ساختمانهای بلند بر کاربری زمين

۲. آثار اجتماعی و روانی

الف ـ عدم همخوانی همجواری فرهنگ ها با هم در بلند مرتبه ها

ب ـ عدم همجواری و زندگی گروه های اجتماعی قومی، ملی و نژادی در بلند مرتبه ها

ج ـ عدم همخوانی بلند مرتبه ها با تراکم جمعيت و خانوارها

د ـ عدم همسانی اقتصادی و اجتماعی خانوار ها

ه ـ امنيت ساختمانها

ر ـ مساله حوادث غير مترقبه مانند زلزله، باد، آتش سوزی

ز ـ مسئله هويت

۳. آثار اقليمی و زيست محيطی

الف ـ آلودگی هوا و محيط زيست

ب ـ وضعيت نور و آفتاب

                                                  


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:0 توسط ::رهام::


                                                    

اینم یه نامه زیبا از یه بچه پاک و ساده شهرمون به یکی از رؤسای شهرمون که حکایت از محبوبیت ایشون داره که منم دلم نیومد به راحتی ازش بگذرم هر چند که این مرد بارونی رفت و خود رفتنش برای من بچه ناف جای اما و اگر داره اما این شما و این نامه سراسر احساس

دوست دارم آباده (آپاتیه(

سلام به برو بچ آباده ای

میخوام نامه ای رو که از طرف همه آباده ایها به دکتر احمدی نوشتمو براتون بزارم

بخونید و نظر بدین ممنون

نامه ای از شهر آباده به بزرگ مرد تاریخ شمال فارس

احمدی(بارانی در کویر(

تو را ستایم آن سان ستایمت که بدانند مردمان     محبوب خوب چهره من هم ستودنی است.....

همراه خوب لحظه لحظه آبادانیم سلام چقدر زود گذشت . مثل نسیمی که در هوای شرجی روزهای داغ روی صورت آدم می وزد یا مثل حس شیرینی که بعد از دیدن لبخند یک کودک به آدم دست میدهد....

چقدر زود گذشت. این هشت سال را میگویم. هشت سالی که اینقدر خنده دید و گریه دید که شد یک خاطره گوشه صندوقچه دل . شد یک قاب روی طاقچه زندگی . هشت سالی که با یک لبخند شروع شد ... راستی گفتم لبخند . همین چند روز پیش بود که دوباره لبخند شما را دیدم . توی دل خودم . دلی که یک روزی با لبخند شما عاشق شد . عاشق تمام چیزهای خوبی که میشد داشت ولی هیچ وقت نداشتشان . عاشق علم عاشق حق عاشق بزرگمنشی یا عاشق همان لبخند ....

راستی چقدر شما قشنگ می خندید آقای دکتر احمدی . این را میدانستید ؟ میدانید آقای احمدی؟.

آقای احمدی این روزها که تو را روی تنم حس میکنم دلم می خواهد این ثانیه ها را ببلعم و نفسم را نگه دارم . اینقدر این نفسها را نگه دارم که عطر حضور تو بین تمام سلولهایم و توی تمام رگهایم بپیچد و من هم مثل تو معطر شوم و پاک ...تا دیگر نترسم....

دوستت دارم مرد همیشه استوار خاطرات من

http://sadehha.blogfa.com


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:55 توسط ::رهام::


آباده اقلید که می گویند کجاست؟ و چرا شهر آباده را با نام اقلید همراه می برند؟

فینگلیش  :     aabaadah eghlid

بخشي از شهرستان آباده است و آن را به مناسبت يکي از قراي آن که اقليد نام دارد آباده اقليد خوانند تا از آباده طشک ممتاز باشد. اين بخش از طرف شمال و مشرق به ابرقوه (ابرکوه ) و توابع اصفهان و ازجنوب بقونقري و از مغرب بچهاردانگه و شش ناحيه پيوستگي دارد، طول آن 144 هزار و عرض آن 15 هزار گز و مشتمل بر سي واند قريه يا ديه آباد است . هواي آن مايل بسردي و جمعيت آن 40000 تن و مرکز آن شهر آباده است


لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 21:51 توسط ::رهام::