عزم سوی گزمیده دارم
تریاق نکشیدیم و نیاز داریم زین علت هم اسهال داریم
سوی دیر گزمیده عزم راندیم تا ساقی اهل دل ببینیم
داد ساقی ما را بستی سیاه در قبال درهم و دینار ما
سخت بود چو سنگ خارا نرم گشت بر سر سنجاق ما
پخته و پفکی گشته آن سیاه کالا سرخ فام کن سیخ و بیار حالا
کنم آشکار هنر خود به ساخت لول با تکه کاغذی یا که اسکناس و پول
گویند که بچه نافا حکایت بکن نقلی چیست راز این قلیانی و قل قلی
دمی به دیوار لمید پیر و گفت زین ره برای ثروتمند و تریاق مفت
گهی یبوست دارم و گه اسهال ای دریغا از این حال و از آن حال
گفتم به تو ای پسر که این بدانی جنس خوب کش تا میتوانی
از کرده خود خوشحال گشتیم در جیب دنبال کلید گشتیم
درب حیاط را چون گشودیم در درز در بستی نهان بدیدیم
از شادی آن بزرگ هدیه در خود اجابت مزاج نموده
بچه ناف آباده چو این حال بدیده این قصه همین جا تمام نموده
از کتاب اسرارالناف
آخرین نظرات وبلاگ بچه ناف آباده جهت مطالعه به ادامه مطلب بروید
اندر معجزات شیخ ما
گزیده ای تلخیص شده از کتاب اسرار الناف اثر شیخ پشمک البها کریم بادی
که این کتاب تذکره ای است از جد بزرگ وار خیش شیخ پشم البها کریم بادی به رشته تحریر در آورده از تاریخ ولادت او روایت های زیادی نقل شده که احتمال میرود تاریخ ورود او به دنیای فانی بین سنه 1237تا 1337 تخمین زده میشود ولی از تاریخ فوت این عارف گران سنگ اطلاع دقیقی نیست ولی آنچه واضح و مرهن است این است که وی در اثر تمبیدن دیوار بر رویش به سوی معبود خوش شتافت
من در خور آتشم
روزی شیخ بزرگ شیخ پشم البها " ایو لا العند " در ایالات و تربت کریم باد با یاران موافق و مریدان از گذری تنگ گذشتن مینمودنند و مریدان از او سوالات پرسش میکردند و بر علم کاه خود میانباشتند در این میان شیخ ما که سوار بر حماری بلند نظر نشسته بود به زیر طاقچه ای رسد که ناگهان مردی ناآگاه خاکستر منقل خیش از دریچه بیرون ریخت و شیخ ما را از در خاکستری عظیم حمام کردندی
چنان نعره زد شیخ ز دیر کریمباد
که ترسید زن قالی باف عباسباد
تو گوئی که افراسیاب است و جنگ
نه بوا این کاکا همش حرف است و باد
لیک پشم البها از آنجایش شانس بیاورده بود که خاکستر، زغال داغ و روشن سرخ فام به بر نداشتی که تاول بر بدن لطیف و بلورین او بنشاند پس مریدان شیخ بخروشیدند و نعرها زدنند که این چه زپرتی مردکی بوده که این گونه بر عالم جلیل القدر کریم باد جسارت روا داشته است و حکم کردنند که باید آنرا از مدخل خیش مخروج کنیم و بر مخرجش چوبی مدخل. ،شیخ پشم البها"ایو لا العند" جهدی عظیم در سیر معنا کرد و آب بر آتش مریدان ریختن کردی و همی یاران را گفت ای عزیزان نباید بیهوده کاری در انجامید که بیفکر کار به مقصد نمیدهند
بی گناه به سیخ مجازات نرود و بی علت حادثه چانه پایین نیاوردی شاید او را هم دلیل باشد پس به داخل خانه اش عزیمت میکنیم تا تا علت معلول در یابیم که اگر گناه کار باشد عزم کار کنید و آنچه گفتید برش برانید
دوستان اطراف او چنان از این تدبیر به حیرت اوفتادند که او حتم از عالم دگر آمده را به یقین آمد
دیگر مرید از دریافت شدت رقت قلب اوستاد خود چنان نعره بر آسمان زد که طبقه هشتم آسمان بلرزید
در همین هان سیر و سلوک مقامات معنوی از آن خانه مردک معٌصیت کار این ندا به ما رسید که "کوفت ،چه مرگیته اول صبحی نمیبینی ملت خوابن ، وجره میزنی"
عالم بزرگ تاسی از دستار خود به در برد و گفت اگر از یک تا شش آمد میرویم و عدل جاری میکنیم که خداوند عادلان را دوست دارد و اگر غیر از این آمد از گناه خلق در گذریم که جز این در دنیا نماند
تاس در آسمان معلق گشت تا تدبیر آن معصیت کار چاره کناد
تاسک به زمین فرو همی آمد و حکم بر اجرای قصاص همی داد
پس همگنان آرام و بی صدا قفل در لهیدند و زایل کردند و به داخل روان شدند
چنان مستانه کوفت مشت بر قفل و بر در
که زایل گشته هم قفل و هم مشت و هم در
به زیر خرقه برد دست خونین و همی گفت
لقد کش و خونین آوریدش خواه با سر خواه بی سر
از پله ها بالا رفتند و به اطاق آن مردک داخل شدند
دیدند که آن مرد کت بزرگی به روی خود درکشیده و در کنار منقل بزرگی سکنی گزیده بود و بر منقل زغال های درشتی نهاده بود و بر آنان فوت روا میداشت تا آنان را برفروزد
مرد هیکلی استخوانی و نحیف داشت که در جنگ با کودکان هم سپر می انداخت و مغلوب می شد
لیک چشمانی درشت و قرمز داشت که پلکها یش نیمه پایین بود و جلوه ای معشوق گونه و داریوشی بر او بخشیده بود
او که شیخ ما را دیده بود بی اعتنا به او سخن همی گفت که
"شیطوری رفیق قوربون مرامت !!!؟؟ او درو ببند ---(یه چرت کوتاه)___- نوکرتم !!! میپره !!!"
در همین اوضاع سیخی از درز دیوار بیرون آوردندی و پاک و صیقل داده و بر آتش نهاد
یاران شیخ ما بر آشفتند که یا شیخ او حکمن جادوگر است و در این سیاهی دخمه جن در شیشه فرو میبرد و مردی دهشتناک است
یاران به خیال که آن مفنگی جن گیرد به دنگ و فنگی
آن بیخبران ز این زمانه نادیده به عمر تریاک و بنگی
شیخ پشم البها"ایو لا العند"ترسید و نزدیک بود جان ول بدهد دمی اندیشید و گفت
عقل حکم میکند که این را با جنها تنها گذاریم تا جنهای قصی القلب را به شیشه اندرون کناد و ما نباید مزاحم او شویم
پس پای به فرار گماشتند و دیگر از آنکوچه دیده نشدند و خر گرانبها را نیز جای گذاشتند
این قصه درس تعلیم نداشت ترا چه مربوط
در شعر قشنگ من دگر چه کم بود
ناف آباده پسر داد ترا پند و نصیحت
حال تو رو آتش منقل بکن فوت؟؟!!
گزیده ای تلخیص شده از منظومه اسرارالناف آباده جلد سی و دو

خسرو شیرین را بهتر بشناسیم
به منظور آشنایی خوانندگان از موفقیت(موقعیت) خسروشیرین فرصتی دست داد تا با آقای حمید رضا یعقوبی رییس شورای اسلامی خسرو شیرین گفتگویی به شرح زیر انجام دهیم
ممکن است لطف کرده خود را معرفی نمایید؟
به نام خدا بنده حمید رضا یعقوبی رییس شورای اسلامی خسروشیرین هستم
از چه تاریخی به سمت رییس شورای اسلامی خسروشیرین منصوب گردیده اید؟
حقیر از سال 78یعنی ازدوره اول شوراها تا کنون افتخار خدمت گذاری به مردم خسروشیرین در شورای اسلامی را دارم
فعالیتهای خودرا چه در زمانی که خسروشیرین جزء اقلید بود و چه درزمانی که ضمیمه آباده شده است بیان فرمایید؟
در دوره اول شورای اسلامی من و همکارانم در شورای اسلامی خسروشیرین سعی بر آن داشتیم که با ارایه طرح و برنامه های عمرانی و انعکاس مشکلات دهستان خسروشیرین به مسؤلین محلی نسبت به دفع مشکلات مردم اقدام کنیم و گامی در راه رشد و توسعه خسروشیرین برداریم که متاسفانه مورد کم لطفی و بی مهری مسؤلین محلی قرار گرفتیم و پس از آن از اوایل دوره دوم شورای اسلامی تمام مشکلات را کنار گذاشتیم و همگام با همه مردم خسروشیرین بحث انتزاع از شهرستان اقلید والحاق به شهرستان آباده را پیگیری کردیم تا اینکه در تاریخ 6/2/86به لطف خداوند و همت مسؤلین در رده های استانی و کشوری مردم ما به خواسته بحق خود دست یافتند
موقعیت سیاسی اجتماعی و اقتصادی خسروشیرین را تشریح نموده بفرمایید آیا از طرف مسؤلین ذیربط به این امور توجه می شود ؟
اجازه می خواهم اول موقعیت دهستان خسروشیرین را به صورت خلاصه تعریف کنم خسروشیرین تشکیل شده از 4 روستا یعنی روستاهای خسروشیرین – محمد آباد – فتح آباد – و زبان کهریزک به مرکزیت روستای خسروشیرین و در شمال غربی استان فارس ودر 80کیلومتری غرب شهرستان آباده قرار دارد این دهستان متشکل از دو دشت خسروشیرین و کلوان می باشد که بالغ بر یک هزارو چهرصد کیلومتر مربع وسعت دارد جمعیت ثابت خسروشیرین3700 نفروجمعیت عشایری که درفصل ییلاق دراین منطقه سکونت دارند بیش از 15000نفر هستند گویش مردم لری روان است و شغل مهم مردم ما کشاورزی ودامداری است می توانم بگویم که یک قطب کشاورزی و دامپروری بزرزگ به شهرستان آباده الحاق شده است که از پتانسیل و استعدادهای منابع طبیعی بسیلر غنی برخوردار است که امیدوارم مسؤلین شهرستان آباده توجه خاصی به این منطقه داشته باشند خسرو شیرین سرچشمه رود کر می باشد و سد های ملا صدرا و کامفیروز از این رودخانه تغذیه می شود
در موقعیت فعلی با توجه به اینکه هنوز برنامه های عمرانی به روال اصلی قرار نگرفته آیا در این مدت رضایت اهالی جلب شده و از این نقل و انتقال راضی می باشند یا خیر؟
مردم خسروشیرین مردم فهیم و با فرهنگی هستند و در این مدت کم که خسرو شیرین به شهرستان آباده ملحق شده ما سعی کرده ایم که از مسؤلین شهرستان آباده توقعات و انتظارات غیر معمول نداشته باشیمزیرا با عنایت به اینکه خسروشیرین در تاریخ 6/2/86به آباده ملحق شده و بودجه سال 86 از قبل تنظیم شده بود و شاید امکان اختصاص اعتباراتی برای این دهستان امکان نداشته مردم خسرو شیرین باز هم راضی و خرسند بوده و هستند
با توجه به اینکه یکی از محصولات مهم و استراتژیک کشاورزی منطقه خسروشیرین چغندر قند بوده و پاسخگوی زحمات کشاورزان در سایر امور بهره برداری کشاورزی می باشد محصول استحصال شده چغندر قند سال 86را به کاخانه قند اقلید تحویل می دهند یا خیر ؟
در خصوص پاسخ به این سؤال باید عرض کنم که چغندر کاران ما در سالهای گذشته هم با کارخانه قند اقلید قراردادینداشتند و محصول چغندر خود را به کارخانه های خوراسگان اصفهان و قند چهار محال حمل می کردند که در سال 86 هم انشاالله طبق روال گذشته عمل خواهند کرد
میزان بدهی وامهای کشاورزی و دامداری را به بانک کشاورزی پرداخته اند یا بطور کلی در این مدت اصولا
وامی از بانک کشاورزی اخذ نکرده اند ؟
در خصوص ارتباط بانکی باشهرستان اقلید باید عرض کنم که بانک کشاورزی تنها بانکی بود که در سطح شهرستان اقلید مراودات مالی با مردم خسرو شیرین داشت که این مسئله هم در طول چهار سال گذشته کاملا کم رنگ شده و تمام ارتباط مالی مردم با بانکهای آباده و صغاد انجام گرفته و می گیرد
ممکن است بفرمایید مشکلات اصلی مردم دهستان خسرو شیرین در حال حاضر چیست؟
ما مشکلات زیادی داریم به طور کلی باید عرض کنم ما در تمام زمینه ها مشکل داریم یکی از مشکلات مهم روستاهای خسروشیرین-محمدآباد و فتح آباد مسئله آب آشامیدنی آن ها است در این مورد باید توضیحات کاملی بدهم زیرا بدیهی است که آب مایه حیات می باشد و باید در این خصوص توجه خاصی بر روی آن انجام گیرد آبی که از آن به عنوان آب آشامیدنی از آن استفاده میشود آب معدنی است ولی چون شبکه انتقال آن به منازل کاملا فرسوده شده و دچار شکستگی گردیده آب در شبکه آلوده می شود و بعد وارد منازل می گردد این شبکه بصورت غیر استانداد و غیر اصولی از منطقه صعب العبوری به دهستان خسرو شیرین متصل می گردد که دائما مردم دچار قطعی برق و افت ولتاژ می باشند ((البته منظور گوینده هم شبکه آب و هم شبکه برق می باشد که زمستان به علت بارشهای شدید برف و باران و وجود پرندگان و همچنین صعب العبور بودن که نمی توان به فوریت این خطوط آب و برق را ترمیم نمود))
به هر حال همان طور که عرضکردم در تمام زمینه ها دارای مشکل می باشیم که امیدواریم با همت و توجه مسؤلین محترم به این منطقه محروم به مرور زمان مشکلات آن مرتفع گردد
بفرمایید کدام یک از دارات حضور فعال تری در خسروشیرین داشته اند ؟
در پاسخ به این سؤال می توانم از ادارات آموزش و پرورش شبکه بهداشت و درمان مخابرات مدیریت برق و بالاخص بنیاد مسکن انقلاب اسلامی آباده یاد کنم که از بدو الحاق خسروشیرین به شهرستان آباده حضور جدی ومستمر در این دهستان داشته اند که از همه مسؤلین ادارات یادشده از طرف مردم خسروشیرین تشکر می کنم در این رابطه توضیحات بیشتری به شرح زیر به عرض می رسانم شبکه بهداشت و درمان اقدام به تجهیز مرکز درمانی خسروشیرین نموده است که هم از نظر تکمیل پرسنل و هم تجهیز امکانات نظر مردم تامین نشده است (شده است)
از طرف مخابرات شبکه تلفن همراه در این دهستان فعال گردیده و شبکه جی اس ام در روستای فتح آباد تقویت شده و مدیریت برق کار خود را جهت ترمیم شبکه فشار متوسط و فشار ضعیف در سطح روستاها آغاز کرده است که امیدواریم قبل از شروع فصل سرما و بارندگی این طرح به اتمام برسد
بنیاد مسکن نسبت به واردات دیگر حضور جدی داشته است و بازنگری طرح هادی روستا را به صوت جدی در دستور کار خود قرار داده است و رقمی معادل 800میلیون تومان وام مقاوم سازی مسکن به این دهستان اختصاص داده و کار خود را در خصوص اجرای طرح هادی روستا در ورودی روستای خسروشیرین شروع کرده است که جا دارد از آقای رضانیا ریاست محترم بنیاد مسکن شهرستان آباده و پرسنل شریف و زحمتکش این نهاد کمال تقدیر و تشکر را داشته باشم
نظر مردم در مورد خواسته های خود از ادارات شهرستان آباده وفرمانداری واستانداری در چه حد می باشد و چه انتظاری از مقام استاندار در سطح استان و فرماندار در سطح شهرستان دارند؟
در اول کلام عرض کردم که دهستان خسرو شیرین در طول سی سال گذشته مورد بی مهری مسؤلین محلی در سطح شهرستان قرار گرفته است پس باعنایت به این مسئله مشکلات زیادی در این منطقه وجود دارد اما انتظار ما و مردم خسرو شیرین از فرماندار ومسؤلین شهرستان آباده این است که با توجه به اینکه خسروشیرین با1400کیلومتر مربع وسعت اراضی به عنوان یه قطب عظیم کشاورزی و دامپروری به شهرستان آباده ملحق شده است به حفظ کرامت مردم و احترام به تمامیت ارضی خود دهستان ها اولین توقع ما می باشد یعنی اینکه مسؤلین آباده هیچگاه اقدامی در خصوص تجزیه این دهستان انجام ندهند و سپس بابررسی موقعیت استعدادها و پتانسیل های موجود در این دهستان برنامه ای مدون و چند ساله برای این منطقه جهت توسعه بخش کشاورزی و دامپروی صنایع تبدیلی ایجاد شهرک های اسکان عشایر در مناطق کلوان و سارتیان تعریف نموده و به مرور زمان به مرحله اجرا در آورند تا انشاالله با توسعه همه جانبه این منطقه حاصلخیز و مستعد شاهد توسعه مجموعه شهرستان آباده باشیم و از استاندار محترم استان فارس هم انتظار داریم که به منطقه خسروشیرین عنایت ویژه داشته باشند و از طرح هایی که توسط فرماندار محترم آباده جهت تامین اعتبار برای دهستان خسروشیرین ارائه می گردد حمایت بفرمایند
در پایان اگر صحبت دیگری دارید بفرمایید؟
بنده اجازه می خواهم که از این موقعیت استفاده نموده و به نمایندگی از طرف شوراهای اسلامی دور دوم و سوم و مردم دهستان خسروشیرین از همه بزرگوارانی که در طول چند سال گذشته در خصوص بحث الحاق به شهرستان آباده مردم ما را یاری کردند تقدیر و تشکر ویژه داشته باشم بالاخص از جناب آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی و دولت کریمه ایشان از جناب آقای پور محمدی وزیر محترم کشور مدیر کل تقسیمات کشوری وزارت کشور جناب آقای مهندس رضازاده اساندار محبوب و مردمی استان فارس کارکنان وکارشناسان واحدتقسیمات کشوری استانداری جناب آقای دکتر محمدی نماینده محترم مردم آباده درمجلس شورای اسلامی و جناب آقای رضانیا فرماندار محترم این شهرستان سپاسگذاریم و توفیق روز افزون برای همه این عزیزان از خداوند سبحان مسئلت داریم ضمنا از شما و دست اند کاران روزنامه هم متشکرم که لطف کردید و ترتیب این مصاحبه را دادید
اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید- اقلید-آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده- آباده-خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین-خسروشیرین-خسروشیرین-خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین-خسروشیرین-خسروشیرین-خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین-خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین- خسروشیرین-صغاد-بیدک-ایزدخواست-سورمق-بوانات-سده-دزکرد-بهمن-صغاد-بیدک-ایزدخواست-سورمق-بوانات-سده-دزکرد-بهمن-صغاد-بیدک-ایزدخواست-سورمق-بوانات-سده-دزکرد-بهمن-صغاد-بیدک-ایزدخواست-سورمق-بوانات-سده-دزکرد-بهمن-صغاد-بیدک-ایزدخواست-سورمق-بوانات-سده-دزکرد-بهمن-صغاد-بیدک-ایزدخواست-سورمق-بوانات-سده-دزکرد-بهمن-ابرقو-ابرقو ابرکوه- ابرکوه-خرمبید-دهبید-آبباریک-چشمه رعنا-تنگه براق-سمیرم-تیمارگون-ابرقو-ابرقو ابرکوه- ابرکوه-خرمبید-دهبید-آبباریک-چشمه رعنا-تنگه براق-سمیرم-تیمارگون-ابرقو-ابرقو ابرکوه- ابرکوه-خرمبید-دهبید-آبباریک-چشمه رعنا-تنگه براق-سمیرم-تیمارگون-ابرقو-ابرقو ابرکوه- ابرکوه-خرمبید-دهبید-آبباریک-چشمه رعنا-تنگه براق-سمیرم-تیمارگون-ابرقو-ابرقو ابرکوه- ابرکوه-خرمبید-دهبید-آبباریک-چشمه رعنا-تنگه براق-سمیرم-تیمارگون-