پاسخ ویژه بچه ناف به آقایان خلیلی . کریم خان . وتلنگر
شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت: 15:59 توسط:تلنگر
سلام...
محمدی با یک شکست در انتخابات خوار نشد که با بی اعتنایی خدا خوار شد، اگر ما خدمت به مردم و وکالت مردم در مجلس را یک نعمت خدایی دانسته و به موضوع نگاه کنیم می بینیم که عدم دستیابی محمدی به این منصب (کاری به طرف مقابل نداریم که کیست فقط محمدی را مورد بررسی قرار می دهم) واقعا یک شکست است.
شنبه 28 اردیبهشت1387 ساعت: 13:32 توسط:کریم خان
سلام
خوندن نوشته های بچه ناف آباده و جناب خلیلی

قهرمانی تیم پرسپولیس را به تمامی هواداران این تیم
تبریک عرض می کنیم
نامه به دکتر محمود محمدی
جناب آقای دکتر محمود محمدی سلام و خسته نباشید بچه ناف آباده را پذیرا باشید امیدوارم در کارهاتون همچون گذشته موفق و موفقتر باشید دکتر محمدی چندی از مصاحبه شما با خبرگزاری آفتاب می گذرد و مردم شریف شهرما و حوزه انتخابیه جنابعالی به لطف جوانان تیزهوشش از حرفهای جنابعالی مطلعند جناب دکتر اولا امیدواریم که تخلفی صورت نگرفته باشد و اگر هم تخلفی بوده متخلف را طبق قانون موورد پیگرد قرار دهند و در مورد صیانت از آرائ مردم تصمیم گیری منطقی و صحیحی انجام گیرد جناب دکتر فرموده اید هم در مرحله اول و هم در مرحله دوم خرید و فروش رای صورت گرفته مردم شهرما دوست دارند بدانند ارزش واقعی رایشان چقدر است آیا نرخ ریالی بر آن وجود دارد ؟ گفته اید یکی از کاندیدا ها فضای رعب آوری ایجاد کرد منظورتان از این فضای رعب آور چیست ؟شاید در گوشه ای از این شهرستان آدمهای غیر منطقی شیطنتی کرده باشند اما تعمیم آن به کل جفایی است که در حق مردم فهیم و شریف شهرستان آباده انجام شده باشد مردمی که دلاورانه و باتقدیم صد ها شهید فارغ از هر گونه ترس و وحشت از انقلاب و سرزمینشان دفاع جانانه کردند آقای دکتر محمدی عزیز ما توقع داریم کاندیدایی که به زعم شما مرتکب این کار شده را به مردم معرفی کنید و اسناد و مدارک خودتان را ارائه نمایید که بهترین و عادلانه ترین قضاوتها از آن مردم است آقای دکتر در جایی ذکر فرموده اید«برخی کاندیداها با خرید رای و توزیع لباس و کفش رایگان آرای مردم را مخدوش کردند و برخی نقاط با دو الی پنجهزار تومان رای مردم را میخریدند اگر این تخلف در دور اول انجام شده چرا اکنون و در پایان این انتخاب این موضوع را به جراید و نشریات کشاندید بهتر نبود زودتر این کار را می کردید ؟؟؟؟و کمتر با آبروی حوزه انتخابیه بازی کنید هیچکدام از مردم ما دوست ندارند مجریان و ناظرانشان تخلف کنند و بلکه جلو تخلفات احتمالی را هم بگیرند بهتر آن بود این موضوع به مراجع قانونی گزارش می شد نه اینکه به جراید عمومی کشیده میشد
در پایان هم گفته اید : آنقدر که ما به سلایق سیاسی در انتخابات توجه میکنیم به تخلفات و تقلبها در انتخابات بیتوجهایم
توضیحی برای این صحبتتان ندارم و تحلیل آن را به دوستان واگذار مینمایم !!!!!!!!
و اما دکترمحمود محمدی هنوز هم مردم ما شما را دوست می دارند و برای شما ارزش و احترام فوق العده قائلند و در یک کلام هنوز از محبوبیت برخوردارید اما چه شد که ناکام انتخابات شدید ؟؟؟تحلیلهای فراوانی بین مردم صورت گرفته و هنوز هم در جریان است بسیاری از این نتیجه شوکه شده اند بطوریکه به زمین و زمان ناسزا می گویند در این گروه متمولین و مسولین اجرایی شهرستان را می توان جای داد بعضی مواقع خشمشان را از نتیجه علنی می کردند و قادر به کنترل نبودند و گاهی هم به مردم متلک می گفتند دسته دیگر عامه مردم بودند قشر متوسط به پایین تقریبا همانهایی که نتیجه این انتخابات در دستانشان بود و تا دقایق آخر به نتیجه نرسیده بودند و در صورت آمدن دکتر محمدی انتخابشان بود اما مردد بودند چرا که از مدیریت شهرستان و عدم دسترسی مطلوب به دکتر ناراضی بودند و انتخاب دکتر این روند را ادامه دار می کرد چرا که دکتر بارها و بارها اعلام کرده بود در صورت انتخاب وقت سرکشی ندارند و اگر هم باشد برای حوزه انتخابیه بودنم آنجا مطلوب تر است
قشر متوسط این را نمی پسندید چرا که سنگ صبوری میخواستند تا با او درد دل کنند به مدیران شهرستان امیدی نبود چون که درد دل با آنها همان ضرب المثل برای کور ...و برای کر...بود و فقدان دکتر هم اوضاع را بدتر از قبل می کرد جناب دکتر محمود محمدی عزیز بگذارید درد دلهای بچه ناف تنها را برایتان بگویم از میان انبوه نظرات و ایمیلها و درد های خوم فقط می گویم و بقیه را اگر می بودید از مردم میشنیدید
جناب دکتر عزیز شما جای خود را به جوانی بدهید که در امتحان استخدامی فلان اداره بالاترین نمره را کسب کرده بعد به اومی گویند شرمنده استان به ما نیرو معرفی کرده و اگر میخواهید به شهرستان همجوار بروید و یا جای عده ای دیگر که آزمون استخدامی را دو بار ابطال می کنند و یا جای جوانی دیگر که میگویند حق باشما بود اما یکی از شرایط تاهل بود و یا کارخانه متعلق به شهرداری با آن جذب نیروی قرون وسطایی که برای شهر مایه شرمساریست و از نقاط سیاه در کارنامه شورای دوم وام خوداشتغالی جوان را می گیرند و او را سر کار کارخانه می گذارند ظاهری خوب و منطقی دارد اما بزرگترین خیانت به بیت المال شد
آقای دکتر جوان وام گرفته از بیت المال در برابر بیت المال مسلمین متعهد به ایجاد شغل است اگر قادر نیست باید جوان شایسته و خلاق دیگری جایگزین شود و متاسفانه نتنها برای خودشان اشتغال ایجاد نکردند بلکه فرصت شغلی ایجاد شده از سرمایه عمومی شهر (معدن) را نیز تصاحب کردند و این کار با مدیریت شورا و شهرداری و متاسفانه اداره کار(بانی اشتغال) صورت گرفت در صورتی که نام این وام بیانگرواقعیتی بود به نام خود اشتغالی !!!!!!!حال چه کسی جوابگوی بیت المال است پیدا کنید پرتقال فروش را
جناب دکتر این شمه ای بود مختصر از اشتغال شهرستان و اما در قسمت های خدماتی ضعف مدیریتی از این هم حاد تر است یکی از همین مردم می گفت فلان اداره کارم را داخل اتاق Xانجام دادم و به اتاق Y ارجاع داده شدم وقتی آنجا رفتم کسی نبود و بازگشتم به اتاق قبلی و اینجا هم با درب بسته مواجه شدم!!!!!!!
و یا فلان بانک بجای گسترش شعبات شعبات قدیمی را هم تعطیل می کند و مردم برای پرداخت قبوض باید ساعاتی را در صف بایستند
جناب دکتر مردم از شما انتظاراتی در سطح شهرستان داشتند در برخورد با مدیریت ضعیف و بعضا فاسد که بر آورده نشد و این ها دلایلی برای عدم حرکت مردم به پای صندوقهای سرنوشت بود
جناب محمدی عزیزهیچکس منکر زحمات شما نیست و مفیده فایده بودن شما برای همه ما محرز است اما داشتن یک روابط عمومی خوب میتواند مکمل زحمات صورت پذیرفته باشد که شما حقیقتا غفلت کردید علتش چه بود برا ما پوشیده است
افراط و تفريط ، نه !
»لقمان را گفتند ادب از که آموختي ، گفت از با ادبان »
لابد داريد پيش خودتان مي گوييد اي بابا ! عجب دور و زمونه اي شده ، ديگر به هيچ چيز رحم نمي کنند و همه چيز را تحريف مي کنند ! آخر جمله به اين معروفي را که همه شنيده اند مگر مي شود تحريف کرد. و من مي گويم چرا نمي شود ؟! تحريف ، تحريف است ديگر ، بزرگ و کوچک و معروف و غير معروف هم نمي شناسد !! اصلا بياييد بپردازيم به بحث شيرين ادب ! تا متوجه شويد كه چرا آدم بعضي مواقع مجبور مي شود تحريف كند !!
ادب در فرهنگ دهخدا اينگونه تعريف شده است : «آداب» ، «فرهنگ» ، «طريقه اي که پسنديده و صلاح باشد» ، «راه و رسم» ، «اندازه و حد هر چيز را نگاهداشتن» ؛ در کتاب بحر الجواهر نيز تعريف ادب اينگونه بيان شده است «ادب ، هر آنچيزي است که آدمي را از انواع خطا باز دارد» ؛ امير کلام علي عليه السلام نيز مي فرمايند «براي هر چيز ادبي است» و در جاي ديگر فرموده اند «بهترين ادب آن است که انسان حد خويش را حفظ کند و پا را از گليم خويش فراتر نگذارد»
از مجموع تعاريف گفته شده مي توان نتيجه گرفت که ادب يعني رعايت اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط در هر چيزي (که شامل ادب رفتاري و گفتاري نيز مي شود ؛ بقول سعدي «نه چندان درشتي کن که از تو سير شوند و نه چندان نرمي کن که بر تو دلير شوند») لابد مي گوييد حالا منظورت از اين حرفها چيست ؟ و من مي گويم منظورم اين است که :
بي حرمت و ادب نرسد کس به هيچ جا .............. هر جا کسي رسيده ز راه ادب رسيد
بله ! نه افراط و نه تفريط سرانجامي ندارند بلکه موفقيت در اعتدال و ميانه روي است.امير المومنين عليه السلام مي فرمايند «زينتي مانند ادب نيست» در جاي ديگري فرمودند «برترين شرافت ادب است» همچنين فرموده اند «ادب ، زينت عقل است» نيز فرمودند «کسي که ادب ندارد عقل ندارد» ؛ از قديم هم گفته اند «آنکه بي ادب باشد ، گر به پيري رسد عجب باشد»
پس :
از خدا جوييم توفيق ادب .............. بي ادب محروم ماند از لطف رب
زينب، يعني زينت پدر و اين ولادت با سعدت بر شما رهروان ولایت و امامت مبار ک و فرخنده باد
است كه خداوند براي دختري انتخاب كرد ، كه با انجام رسالت خويش زينت بخش تاريخ شد و موجب افتخار و سرافرازي خاندان وحي و ولايت گشت. و اين است كه نام زينب در تاريخ كربلا كه تاريخ جاودانگي اسلام و تشيع است، به خاطر فداكاريهايش، زيبا،درخشان و جاوداني است.