ضرب المثل های ایرانی (قسمت پنجم)
«کوري عصاکش کوري ديگر است/بود.»
«کوزه خالي، زود از لب بام ميافته.»
«کوزهگر از کوزه شکسته آب ميخوره.»
«کوزه نو آب خنک داره.»
«کوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره.»
«کوسه دنبال ريش رفت سيبيلشم از دست داد.»
«کوسه و ريش پهن.»
«کو فرصت؟»
«کوه بکوه نميرسه، آدم به آدم ميرسه.»
«کوه، موش زائيده.»
[ويرايش]
گ
«گابمه و آبمه و نوبت آسيابمه.»
«گاو پيشاني سفيده.»
«گاوش زائيده.»
«گاو نه من شير.»
«گاه باشد که کودک نادان * به غلط بر هدف زند تيري.»
«گاهي از سوراخ سوزن تو ميره گاهي هم از دروازه تو نميره.»
«گدارو که رو بدي صاحبخونه ميشه.»
«نرمي ز حد مبر که چو دندان مار ريخت * هر طفل ني سوار کند تازيانهاش.» ~ صائب
«گذر پوست به دباغخانه ميافته.»
«گر به دولت برسي مست نگردي مردي.»
«گر بري گوش و گر زني دمبم * بنده از جاي خود نميجنبم.»
«گربه براي رضاي خدا موش نميگيره.»
«گربه تنبل را موش طبابت ميکنه.»
«گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده.»
«گربه را دم حجله بايد کشت.»
«گربه را اگر در اطاق حبس کني پنجه بروت ميزنه.»
«گربه را گفتند: گهت درمونه خاک پاشيد روش.»
«گربه روغن ميخوره خانم دهنش بو ميکنه.»
«گربه شب سموره.»
«گربه شير است در گرفتن موش * ليک موش است در مصاف پلنگ.»
«گربه مسکين اگر پر داشتي * تخم گنجشک از زمين برداشتي.»
«گر تو بهتر ميزني بستان بزن.»
«گر تو قرآن بدين نمط خواني * ببري رونق مسلماني را.» ~ سعدي
«گر تو نميپسندي تغيير ده قضا را.» (( در کوي نيکنامي ما را گذر ندادند ... )) ~ حافظ
«گر جمله کائنات کافر گردند * بر دامن کرياش ننشيند گرد.»
«گر حکم شود که مست گيرند * در شهر هر آنچه هست گيرند.»
«گر در همه دهر يک سر نيشتر است * بر پاي کسي رود که از همه درويشتر است.»
«گر در يمني چو با مني پيش مني * ور پيش مني چو بيمني در يمني.»
«گرد نام پدر چه ميگردي؟ * پدر خويش باش اگر مردي.» ~ سعدي
«گرز به خورند پهلوون.»
«گر زمين و زمان بهم دوزي * ندهندت زياده از روزي.»
«گر صبر کني زغوره حلوا سازيم.»
«گر گدا کاهل بود تقصير صاحبخانه چيست؟»
«گرگ دهن آلوده و يوسف ندريده.»
«گرهي که با دست باز ميشه نبايد با دندان باز کرد.»
«گفت: پيغمبر که چون کوبي دري * عاقبت زآن در برون آيد سري.»
«گفت: چشم تنگ دنيادار را * يا قناعت پر کند يا خاک گور.» ~ سعدي
«گفت: خونه قاضي عروسيست. گفت: به تو چه؟ گفت: مرا هم دعوت کرده اند. گفت: به من چه؟»
«گفت: استاد؛ شاگردان از تو نميترسند. گفت: من هم از شاگردها نميترسم.»
«گفتند: خرس تخم ميذاره يا بچه؟ گفت: از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد.»
«گفتند: خربزه و عسل با هم نميسازند. گفت: حالا که همچين ساختهاند که دارند منو از وسط برميدارند.»
«گفتند: خربزه ميخوري با هندوانه؟ گفت: هر دو دانه.»
«گفت: نوري خونه است؟ گفتند: علاوه بر نوري دخترش هم خونه است. گفت: نور علي نور.»
«گل زن و شوهر را از يک تغار برداشتهاند.»
«گله گيهات به سرم ايشالاه عروسي پسرم.»
«گنج بيمار و گل بيخار نيست * شادي بيغم در اين بازار نيست.» ~ مولوي
«گنجشک امسال رو باش که گنجشک پارسالي را قبول نداره.»
«گنجشک با باز پريد افتاد و ماتحتش دريد.»
«گنجشک با زاغ زوغش بيست تاش يه قرونه، گاو ميش يکيش صد تومنه.»
«گندم از گندم برويد جو ز جو.» (( از مکافات عمل غافل نشو ... )) ~ مولوي
«گندم خورديم از بهشت بيرونمان کردند.»
«گنه کرد به بلخ آهنگري * به شوشتر زدند گردن مسگري.»
«گوز در بازار مسگري.»
«گوز به شقيقه چه ربطي داره.»
«گوساله بسته را ميزنه.»
«گوسفند امام رضا را تا چاشت نميچرونه.»
«گوسفند بفکر جونه، قصاب به فکر دنبه.»
«گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من * آنچه البته بجائي نرسد فريادست.» ~ يغمايي جندقي
«گوشت جوان لب طاقچه است.»
«گوشت را از ناخن نميشه جدا کرد.»
«گوشت را از بغل گاو بايد بريد.»
«گوشت رانم را ميخورم منت قصاب رو نميکشم.»
«گوهر پاک ببايد که شود قابل فيض * ورنه هر سنگ و گلي لؤلؤ مرجان نشود.» ~ حافظ
«گه جن خورده.»
«گيرم پدر تو بود فاضل * از فضل پدر تو را چه حاصل.» ~ نظامي
«گيرم که مار چوبه کند تن بشکل مار * کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست.» ~ خاقاني
«گيسش را توي آسيا سفيد نکرده.»
[ويرايش]
ل
«لاف در غريبي، گور در بازار مسگرها.»
«لالائي ميدوني چرا خوابت نميبره.»
«لب بود که دندون اومد.»
«لر اگر به بازار نره بازار ميگنده.»
«لقمان حکيم را گفتند: ادب از که آموختي؟ گفت: از بي ادبان.» ~ گلستان سعدي
«لگد به گور حاتم زده.»
«لولهنگش آب ميگيره.»
«ليلي را از چشم مجنون بايد ديد.»
[ويرايش]
م
«ما از خيک دست برداشتيم خيک از ما دست برنميداره.»
«ما اينور جوب تو اونور جوب.»
«ما اينور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پيراهن يکي شانزده تومنه.»
«مادر را دل سوزد، دايه را دامن.»
«مادرزن خرم کرده، توبره بر سرم کرده.»
«مادر که نيست با زنبابا بايد ساخت.»
«مادر مرده را شيون مياموز.»
«مارا باش که از بز دنبه ميخواهيم.»
«مار بد بهتر بود از يار بد.»
«مار پوست خودشو ول ميکنه اما خوي خودشو ول نميکنه.»
«مار تا راست نشه بسوراخ نميره.»
«مار خورده افعي شده.»
«مار خيلي از پونه خوشش مياد دم لونهاش سبز ميشه.»
«مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسه.»
«مار گير را آخرش مار ميکشه.»
«مار مهره، هر ماري نداره.»
«مار هر کجا کج بره توي لونه خودش راست ميره.»
«ماست را که خوردي کاسهشو زير سرت بزار.»
«ماستها را کيسه کردند.»
«ماستمالي کردن.»
«ماستي که ترشه از تغارش پيداست.»
«ماست نيستي که انگشتت بزنند.»
«ما صد نفر بوديم تنها، اونها سه نفر بودند همراه.»
«ما که خورديم اما نگي يارو خر بود سيرابيت نپخته بود.»
«ما که در جهنم هستيم يک پله پائينتر.»
«ما که رسواي جهانيم غم عالم پشمه.»
«مال است نه جان است که آسان بتوان داد.»
«مال بد بيخ ريش صاحبش.»
«مال به يکجا ميره ايمون به هزار جا.»
«مالت را خار کن خودت را عزيز کن.»
«مال خودت را محکم نگهدار همسايه را دزد نکن.»
«مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم.»
«مال دنيا و بال آخرته.»
«مال ما گل مناره، مال مردم زير تغاره.»
«مال مفت صرافي نداره.»
«پول باد آورده چند و چون نداره.»
«مال ممسک ميراث ظالمه.»
«مال همه ماله، مال من بيت الماله.»
«ماما آورده را مرده شور ميبره.»
«ماما که دو تا شد سر بچه کج در مياد.»
«ما و مجنون همسفر بوديم در دشت جنون * او به مطلبها رسيد و ما هنوز آوارهايم.»
«ماه درخشنده چو پنهان شود * شبپره بازيگر ميدان شود.»
«ما هم تون را ميتابيم هم بوق را ميزنيم.»
«ماه هميشه زير ابر پنهان نميمونه.»
«ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است.»
«ماهي ماهي رو ميخوره، ماهيخوار هر دو را.»
«ماهي و ماست؟ عزرائيل ميگه بازم تقصير ماست؟»
«مبارک خوشگل بود آبله هم درآورد.»
«مثقال نمکه خروار هم نمکه.»
«مثل سيبي که از وسط نصف کرده باشند.»
«مثل سگ پشيمونه.»
«مثل کنيز ملا باقر.»
«مرد چهل ساله تازه اول چلچليشه.»
«مرد خردمند هنر پيشه را * عمر دو بايست در اين روزگار»
«تا به يکي تجربه آموختن * با دگري تجربه بردن بکار.» ~ سعدي
«مرد که تنبوتش دو تا شد بفکر زن نو ميافته.»
«مرده را رو که بدي بکفن خودش ميرينه.»
«مردي را پاي دار ميبردند زنش ميگفت: يه شليته گلي براي من بيار.»
«مردي که نون نداره اينهمه زبون نداره.»
«مرغ بيوقتخوان را بايد سر بريد.»
«مرغ زيرک که ميرميد از دام؛ با همه زيرکي به دام افتاد.»
«مرغ گرسنه ارزن در خواب ميبينه.»
«مرغ، هم تخم ميکنه هم چلغوز.»
«مرغ همسايه غازه.»
«مرغي را که در هواست نبايد به سيخ کشيد.»
«مرغ يه پا داره.»
«مرغي که انجير ميخوره نوکش کجه.»
«مرگ براي من، گلابي براي بيمار.»
«مرگ به فقير و غني نگاه نميکنه.»
«مرگ خر عروسي سگه.»
«مرگ خوبه اما براي همسايه.»
«مرگ ميخواهي برو گيلان.»
«مرگ يه بار شيون يه بار.»
«مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.» (( نابرده رنج گنج ميسر نمي شود ... )) ~ سعدي
«مزد خر سور چروني خر سواريست.»
«مزد دست مهتر چس يابوست.»
«مسجد نساخته گدا درش ايستاده.»
«مشتري آخر شب خونش پاي خودشه.»
«مشک خالي و پرهيز آب.»
«معامله با خودي غصه داره.»
«معامله نقد بوي مشک ميده.»
«معما چو حل گشت آسان شود.»
«مغز خر خورده.»
«مفرداتش خوبه اما مردهشور ترکيبشو ببره.»
«مگس به فضلهش بشينه تا مورچهخور دنبالش ميدوه.»
«مگه سيب سرخ براي دست چلاق خوبه؟»
«مگه کاشونه که کپه با فعله است؟»
«ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشکل.»
«ملا نصرالدين صنار ميگرفت سگ اخته ميکرد يکعباسي ميداد ميرفت حموم.»
«من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال.» ~ سعدي
«من از بيگانگان هرگز ننالم * که با من هر چه کرد آن آشنا کرد.» ~ حافظ
«من کجا و خليفه در بغداد.»
«من ميگم خواجهام تو ميگي چند تا بچه داري؟»
«من ميگم نره تو ميگي بدوش.»
«من ميگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف.»
«من نميگويم سمندر باش يا پروانه باش * چون بفکر سوختن افتادهاي مردانه باش.» ~ مرتضي قليخان شاملو
«من نوکر حاکمم نه نوکر بادنجان.»
«موريانه همه چيز خونه را ميخوره جز غم صاحب خونه را.»
«موش به سوراخ نميرفت جارو به دم بست.»
«مورچه چيه که کله پاچش چي باشه.»
«موش زنده بهتر از گربه مرده است.»
«موش به همبونه ( انبار) کار نداره همبونه به موش کار داره.»
«موش و گربه که با هم بسازند دکان بقالي خراب ميشه.»
«مهتاب نرخ ماست را ميشکنه.»
«مهره مار داره.»
«مه فشاند نور و سگ عوعو کند * هر کسي بر طينت خود ميتند.» ~ مولوي
«مهمون بايد خندهرو باشه اگر چه صاحبخونه، خون گريه کنه.»
«مهمون تا سه روز عزيزه.»
«مهمون خر صاحبخونه است.»
«مهمون که يکي شد صاحبخونه گاو ميکشه.»
«مهمون، مهمونو نميتونه ببينه صاحبخونه هر دو را.»
«مهمون ناخونده خرجش پاي خودشه.»
«مهمون هر کي، و در خونه هر چي.»
«ميون حق و باطل چهار انگشته.»
«ميون دعوا حلوا خير نميکنند.»
«ميون دعوا نرخ معين ميکنه.»
«مي بخور، منبر بسوزان، مردم آزاري مکن.»
«ميخواي عزيز بشي يا دور شو يا کور شو.»
«ميراث خرس به کفتار ميرسه.»
«ميراثخوار بهتر از چشته خوره.»
«ميوه خوب نصيب شغال ميشه.»
«ميهمان راحت جان است و ليکن چو نفس * خفه سازد که فرود آيد و بيرون نرود.»
«مو از ماست کشيدن» مانند "آنها مي دانند كه اينجا مو را از ماست بيرون مي كشند"
[ويرايش]
ن
«نابرده رنج گنج ميسر نميشود * مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.» ~ سعدي
«ناخوانده به خانه خدا نتوان رفت.»
«ناز عروس به جهازه.»
«نازکش داري ناز کن، نداري پاهاتو دراز کن.»
«نبرد رگي تا نخواهد خداي.» (( اگر تيغ عالم جنبد ز جاي ... ))
«نخود توي شله زرد.»
«نخودچي توي جيبم ميکني اونوقت سرم را ميشکني؟»
«نخودچي شو دزديده.»
«نخود همه آش.»
«نديد بديد وقتي بديد به خود بريد.»
«نذر ميکنم واسه سرم خودم ميخورم و پسرم.»
«نردبون، پله به پله.»
«نردبون دزدها.»
«نزديک شتر نخواب تا خواب آشفته نبيني.»
«نزن در کسي را تا نزنند درت را.»
«نسيه نسيه آخر به دعوا نسيه.»
«نشاشيدي شب درازه.»
«نشسته پاکه.»
«نفسش از جاي گرم در مياد.»
«نکرده کار نبرند بکار.»
«نگاه بدست ننه کن مثل ننه غربيله کن.»
«نوشدارو بعد از مرگ سهراب.»
«نوکر باب، شيش ماه چاقه شيش ماه لاغر.»
«نوکر بيجيره و مواجب تاج سر آقاست.»
«نو که اومد به بازار کهنه ميشه دلآزار.»
«نون اينجا آب اينجا؛ کجا بروم به از اينجا؟»
«نون بدو، آب بدو، تو به دنبالش بدو.»
«نون بده، فرمون بده.»
«نون به همه کس بده، اما نان همه کس مخور.»
«نونت را با آب بخور منت آبدوغ نکش.»
«نون خونه رئيسه، سگش هم همراهشه.»
«نون خودتو ميخوري حرف مردمو چرا ميزني؟»
«نون خودتو ميخوري حليم حاج عباسو هم ميزني؟»
«نون را به اشتهاي مردم نميشه خورد.»
«نون را بايد جويد توي دهنش گذاشت.»
«نونش توي روغنه.»
«نونش را پشت شيشه ميماله.»
«نون گدائي رو گاو خورد ديگه بکار نرفت.»
«نون نامردي توي شکم مرد نميمونه.»
«نون نداره بخوره پياز ميخوره اشتهاش واشه.»
«نون نکش آب لوله کش.»
«نه آب و نه آباداني نه گلبانگ مسلماني.»
«نه آفتاب از اين گرمتر ميشود و نه غلام از اين سياهتر.»
«نه از من جو، نه از تو دو، بخور کاهي برو راهي.»
«نه به اون خميري نه به اين فطيري.»
«نه به اون شوري شوري نه به اين بينمکي.»