تبليغاتX
بچه ناف آباده

ضرب المثل های ایرانی (قسمت ششم)
«
نه بباره نه به داره، اسمش خاله موندگاره
«
نه بر مرده بر زنده بايد گريست.» (( گر اين تير از ترکش رستمي است ... )) ~ فردوسي
«
نه پسر دنيائيم نه دختر آخرت
«
نه پشت دارم نه مشت
«
نه پير را براي خر خريدن بفرست نه جوان را براي زن گرفتن
«
نه خاني اومده نه خاني رفته
«
نه چک زدم نه چونه، عروس اومد به خونه
«
نه خود خوري نه کس دهي گنده کني به سگ دهي
«
نه در غربت دلم شاد و نه روئي در وطن دارم * الهي بخت برگردد از طالع که من دارم
«
نه دزد باش نه دزد زده
«
نه راه پس دارم نه راه پيش
«
نه سر پيازم نه ته پياز
«
نه سر کرباسم نه ته کرباس
«
نه سرم را بشکن نه گردو توي دومنم کن
«
نه سيخ بسوره نه کباب.» (( کاري بکن بهر ثواب ... ))
«
نه عروس دنيا نه داماد آخرت
«
نه شير شتر نه ديدار عرب
«
نه قم خوبه نه کاشون لعنت به هر دوتاشون
«
نه مال دارم ديوان ببره نه ايمان دارم شيطان ببره
«
نه نماز شبگير کن نه آب توي شير کن
«
نه هر که سر نتراشد قلندري داند
«
ني به نوک دماغش نميرسه
«
نيش عقرب نه از ره کين است * اقتضاي طبيعتش اين است
«
نيکي و پرسش؟»
[
ويرايش]
و
«
واي به باغي که کليدش از چوب مو باشه
«
واي به خوني که يک شب از ميونش بگذره
«
واي به کاري که نسازد خدا
«
واي به مرگي که مرده‌شور هم عزا بگيره
«
واي به وقتي که بگندد نمک
«
واي به وقتي که چاروادار راهدار بشه
«
واي به وقتي که قاچاقچي گمرکچي بشه
«
وعده سر خرمن دادن
«
وقت خوردن، خاله، خواهرزاده را نميشناسه
«
وقت مواجب سرهنگه، وقت کار کردن سربازه
«
وقتي که جيک جيک مستونت بود ياد زمستونت نبود؟»
«
وقتي مادر نباشه با زن‌بابا بايد ساخت
[
ويرايش]
ه
«
هادي، هادي، اسم خودتو به ما نهادي
«
هر جا که آشه، کل، فراشه
«
هر جا خرسه، جاي ترسه
«
هر جا سنگه به پاي احمد لنگه
«
هر جا که پري رخيست ديوي با اوست
«
هر جا که گندوم نده مال من دردمنده
«
هر جا که نمک خوري نمکدون نشکن
«
هر جا مرغ لاغره، جايش خونه ملا باقره
«
هر جا هيچ جا، يک جا همه جا
«
هر چه از دزد موند، رمال برد
«
هر چه بخود نپسندي به ديگران نپسند
«
هر چه بگندد نمکش مي‌زنند * واي به وقتي که بگندد نمک
«
هر چه به همش بزني گندش زيادتر مي‌شه
«
هر چه پول بدي آش مي‌خوري
«
هر چه پيش آيد خوش آيد
«
هر چه خدا خواست همان شود * هر چه دلم خواست نه آن شد
«
هر چه خورده نريده
«
هر چه دختر همسايه چل‌تر، براي ما بهتر
«
هر چه در ديگ است به چمچه مياد
«
هر چه دير نپايد دلبستگي را نشايد
«
هر چه رشتم پنبه شد
«
هر چه سر بزرگتر، درد بزرگتر
«
هر چه عوض داره گله نداره
«
هر چه کني به خود کني گر همه نيک و بد کني
«
هر چه که پيدا مي‌کنه خرج اتينا مي‌کنه
«
هر چه مار از پونه بدش مياد بيشتر در لونه‌اش سبز مي‌شه
«
هر چه مي‌گم نره، بازم مي‌گه بدوش
«
هر چه نصيب است نه کم مي‌دهند * ور نستاني به ستم مي‌دهند
«
هر چه هست از قامت ناساز بي‌اندام ماست * ورنه تشريف تو بر بالاي کس کوتاه نيست.» ~ حافظ
«
هر چيز که خوار آيد يکروز به کار آيد
«
هر خري را به يک چوب نمي‌رونند
«
هر دودي از کباب نيست
«
هر رفتي، آمدي داره
«
هر سخن جائي و هر نکته مقامي دارد
«
هر سرازيري يک سر بالائي داره
«
هر سرکه‌اي از آب، ترش‌تره
«
هر سگ در خونه صاحابش شيره
«
هر شب شب قدر است اگر قدر بداني
«
هر کس از هر جا رونده است با ما برادرخونده است
«
هر کسي پنج روزه نوبت اوست.» (( دور مجنون گذشت و نوبت ماست ... )) ~ حافظ
«
هر کسي کار خودش ، بار خودش ،آتيش به انبار خودش
«
هر که با مادر خود زنا کنه با دگران چها کنه
«
هر که بامش بيش برفش بيشتر
«
هر که به يک کار، به همه کار؛ هر که به همه کار به هيچ کار
«
هر که به اميد همسايه نشست گرسنه مي‌خوابه
«
هر که تنها قاضي رفت خوشحال برمي‌گرده
«
هر که خربزه مي‌خوره پاي لرزش هم مي‌شينه
«
هر که خري نداره غمي نداره
«
هر که خيانت ورزد دستش در حساب بلرزد
«
هر که دست از جان بشويد هر چه در دل دارد گويد
«
هر که را زر در ترازوست زور در بازوست
«
هر که را طاووس بايد جور هندوستان کشد
«
هر که را مال هست و عقلش نيست * روزي آن مال مالشي دهدش
و آنکه را عقل هست و مالش نيست * روزي آن عقل بالشي دهدش.» ~ عمادي شهرياري
«
هر که را ميخواهي بشناسي يا باهاش معامله کن يا سفر کن
«
هر که شيريني فروشد مشتري بر وي بجوشد
«
هر که نان از عمل خويش خورد * منت از حاتم طائي نبرد
«
هر کي به فکر خويشه کوسه بفکر ريشه
«
هر کي خر شد، ما پالونيم
«
هر کي که زن نداره، آروم تن نداره
«
هر گردي گردو نيست
«
هر گلي زدي سر خودت زدي
«
هزار تا چاقو بسازه يکيش دسته نداره
«
هزار تا دختر کور‌و يکروزه شوهر مي‌ده
«
هزار دوست کمه، يک دشمن بسيار
«
هزار قورباغه جاي يه ماهي رو نمي‌گيره
«
هزار وعده خوبان يکي وفا نکند
«
هشتش گرو نه است
«
هلو برو تو گلو
«
هم از توبره مي‌خوره هم از آخور
«
هم از شورباي قم افتاديم هم از حليم کاشون
«
همان آش است و همان کاسه
«
همان خر است و يک کيله جو
«
هم چوب را خورديم هم پياز را و هم پول را داديم
«
هم حلواي مرده‌هاست هم خورش زنده‌ها
«
هم خدا را مي‌خواهد هم خرما را
«
همدون دوره و کردوش نزديک
«
همسايه نزديک، بهتر از برادر دور
«
همسايه‌ها ياري کنيد تا من شوهر‌داري کنم
«
هم فاله و هم تماشا
«
همکار همکارو نمي‌تونه ببيند
«
هم لحافه و هم تشک
«
هم مي‌ترسم هم مي‌ترسونم
«
همنشين به بود تا من از او بهتر شوم
«
همه چيز را همگان دانند
«
همه ابري هم بارون نداره
«
همه خرها رو به يک چوب نمي‌رونند
«
همه رو مار مي‌گزه مارو خر چسونه
«
همه سرو ته يه کرباسند
«
همه قافله پس و پيشيم
«
همه کاره و هيچ کاره
«
همه ماري مهره نداره
«
همه ماهي خطر داره بدناميشو صفر داره
«
هر مرغي انجير نمي‌خوره
«
هميشه آب در جوي آقا رفيع نمي‌ره يه دفه هم در جوي آقا شفيع مي‌ره
«
هميشه خره خرما نمي‌رينه
«
هميشه روزگار به انسان رو نميکنه
«
هميشه شعبان، يکبار هم رمضان
«
هميشه ما مي‌ديديم يه دفعه هم تو ببين
«
همينو که زائيدي بزرگش کن
«
هنوز باد به زخمش نخورده
«
هنور دهنش بوي شير مي‌ده
«
هنوز سر از تخم در نياورده
«
هنوز غوره نشده مويز شده
«
هنوز دو قورت و نيمش باقي مانده
«
هوو هوو را خوشگل مي‌کنه جاري جاري را کدبانو
«
هيچ ارزوني بي‌علت نيست
«
هيچ انگوري دوبار غوره نمي‌شه
«
هيچ بده را به هيچ بستاني کاري نيست
«
هيچ بدي نرفت که خوب جاش بياد
«
هيچ بقالي نميگه ماست من ترشه
«
هيچ تقلبي بهتر از راستي نيست
«
هيچ چراغي تا به صبح نمي‌سوزه
«
هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست
«
هيچ دوئي نيست که سه نشه
«
هيچ دودي بي‌آتش نيست
«
هيچ عروس سياه بختي نيست که تا چهل روز سفيد بخت نباشه
«
هيچکاره، رقاص پاي نقاره
«
هيچکاره و همه‌کاره
«
هيچکس در پيش خود چيزي نشد
«
هيچکس را توي گور ديگري نمي‌گذارن
«
هيچکس روزي ديگري را نمي‌خوره
«
هيچکس نمي‌گه ماست من ترشه
«
هيچ گروني بي‌حکمت نيست
[
ويرايش]
ي
«
يابو برش داشته
«
يابوي اخته و مرد کوسه سن و سالشون معلوم نيست
«
يابوي پيش آهنگ آخرش توبره کش مي‌شه
«
يا خدا يا خرما
«
يار بد، بدتر بود از مار بد
«
يارب مبادا که گدا معتبر شود.» ((گر معتبر شود ز خدا بي‌خبر شود ... ))
«
يار در خانه و ما گرد جهان مي‌گرديم
«
يار قديم، اسب زين کرده است
«
يار، مرا ياد کنه ولو با يک هل پوک
«
يا زنگي زنگ باش يا رومي روم
«
يا علي غرقش کن منهم روش
«
يا کوچه‌گردي يا خانه‌داري
«
يا مرد باش يا نيمه مرد يا هپل هپو
«
يا مرگ يا اشتها
«
يا مکن با پيل‌بانان دوستي * يا بنا کن خانه‌اي در خورد پيل.» ~ سعدي
«
يکي رو تو ده راه نمي‌دادند سراغ کدخدا رو مي‌گرفت
«
يک ارزن از دستش نمي‌ريزه
«
يک مرده به نام به که صد زنده به ننگ
«
يک انار و صد بيمار
«
يک بز گر گله را گر مي‌کند
«
يک خورده شاخ بهتر از هزار ذرع دمه
«
يک داغ دل بس است براي قبيله‌اي
«
يکدم نشد که بي سر خر زندگي کنيم
«
يک ده آباد بهتر از صد شهر خراب
«
يک بار جستي ملخه، دو بار جستي ملخه، آخر به دستي ملخه
«
يه بام و دو هوا
«
يه پا چارق، يه پا گيوه
«
يه پاش اين دنيا يه پاش اون دنياست
«
يه پول جيگرک سفره قلمکار نميخواد
«
يه تب يه پهلوانو مي‌خوابونه
«
يه تخته‌اش کمه.» (خل و کم‌عقل است)
«
يه جا ميل و مناره را نمي‌بينه يه جا ذره رو در هوا مي‌شماره
«
يه مثقال گه توي شکمش نيست مي‌خواد به شمس‌العماره برينه
«
يه چيز بگو بگنجه
«
يه حموم خرابه چهل تا جومه‌دار نمي‌خواد
«
يه خونه داريم پنبه ريسه، ميون هفتاد ورثه
«
يه دست به پيش و يه دست به پس
«
يه دست صدا نداره
«
يه دستم سپر بود، يه دستم شمشير، با دندونام که نمي‌تونم بجنگم
«
يه ديوانه سنگي به چاه مي‌ندازه که صد عاقل نمي‌تونه بيرون بياره
«
يه روده راست توي شيکمش نيست
«
يه روزه مهمونيم و صد ساله دعاگو
«
يه روز حلاجي مي‌کنه سه روز پنبه از ريش ور مي‌چينه
«
يه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون کره
«
يه سال روزه بگير آخرش با فضله سگ افطار کن
«
يه سوزن بخودت بزن و يه جوالدوز به مردم
«
يه سيب و که به هوا بندازي تا بياد پائين هزار تا چرخ مي‌خوره
«
يه شکم سير بهتر از صد شکم نيم سير
«
يه عمر گدائي کرده هنوز شب جمعه رو نمي‌دونه
«
يه کاسه چي صد تا سرناچي
«
يه کفش آهني مي‌خواد و يه عصاي فولادي
«
يه کلاغ و چهل کلاغ
«
يه گوشش دره يه گوشش دروازه
«
يه لاش کرديم نرسيد دولاش کرديم که برسد
«
يه لقمه نون بربري من بخورم يا اکبري
«
يه مريد خر بهتر از يه ده شيش دانگ
«
يه مو از خرس کندن غنيمته
«
يه مويز و چل قلندر
«
يه نه بگو، نه ماه رو دل نکش
«
يه وقت از سوراخ سوزن تو مي‌ره يه وقت از در دروازه تو نمي‌ره
«
يکي به نعل و يکي به ميخ
«
يکي چهارشنبه پول پيدا مي‌کنه يکي گم مي‌کنه
«
يکي کمه، دو تا غمه، سه تا خاطر جمه
«
يکي مرد و يکي مردار شد يکي به غضب خدا گرفتار شد
«
يکي مي‌بره يکي مي‌دوزد
«
يکي گفت: مادرم را مي‌فروشم. گفتند: که چطور مادرت را مي‌فروشي؟ گفت: قيمتي مي‌گم که نخرند
«
يکي مي‌مرد ز درد بينوايي؛ يکي ميگفت: خانوم زردک نمي‌خواهي؟»
«
يکي نون نداشت بخوره پياز ميخورد که اشتهاش واشه
«
يکي يه دونه يا خل مي‌شه يا ديونه
بفهمي / ببيني «يک من ماست چقدر کره ميده/ کره داره


لينك ثابت نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 22:37 توسط ::رهام::