آیا آباده واقعا به موزه احتیاج داره؟؟؟؟!!!!!!
این یک سوال است وجواب دادن بهش خیلی راحته خیر !!حالا میپرسین چرا خیر ؟ما با چه پشتوانه و دلخوشی تاریخی میخوایم موزه بزنیم مگه چند سال قدمت داریم ؟مگه ما از خودمون چی داریم؟مسخره به نظر میاد که بخوایم هوونگ جوغن عمه گلابتونو بینیک خاله نرگس و بیل نوکی دویی غلام و تشته ارسبادو وزیرباد و... بذاریم اونجا و اسمش رو بذاریم موزه بله دوستان اول بیاین ثابت کنیم چی داریم برای نمایش بعد دست به کار ساختن و قتل عام درختان برای ساخت موزه بشم آیا واقعا ساخت موزه ارزش این رو داره که بخاطرش صد تا درخت رو فنا کنیم و قسمتی از یه پارک و فضای سبز و فضای ورزشی رو تبدیل به یه ساختمان مسکونی اداری و یا به اصطلاح موزه کنیم ای کاش قبل از اینکه به تاریخ و پیشینه شهرمون بنازیم به فکر نگه داشتن فضای سبز شهرمون باشیم که متاسفانه هر بار با یه دلیل غیر معقول نابود میشه سه هزار اصله درخت در حد فاصل فلکه گل و حوزه علمیه اثنی عشریه بخاطر عریض تر کردن جاده که نمدونیم با احداث کمربندی جدید چه لزومی برای این کار داره !!اقدام شرم آور ساخت پاساژ اونم در زیباترین و قدیمی ترین باغ شهر اونهم در مرکز شهر اونم با اون قرارداد بحث انگیز و فنا کردن صد اصله درخت و فضای سبز !!!!!!!و حالا هم ساخت موزه با نابودی صد اصله درخت فضای سبز و فضای ورزشی !!!و ای کاش و شاید بهتر می بود احداث موزه در کنار قبور مطهر شهدای گمنام که میهمانان پربرکت شهرمان هستند انجام نمی شد و مکان بهتری برای آن در نظر گرفته میشد دوستان ساخت موزه فی نفسه کار بدی نیست و این کار باید زود تر از اینها و زمانی که سمینار آباده شناخت با آن هزینه سنگین را برگزار میکردیم انجام میشد ساخت موزه و نمایش میراث گذشته و احیای تاریخ شهرمان چراغی است برای حال و آینده و هیچکس با آن مخالف نیست اما بهتر آن می بود مکان آن هم در یک جای تاریخی در نظر گرفته میشد و برای احیای تاریخمان حیات آینده امان را به خطر نمی انداختیم برای ساخت این فضای سبز بی ارزش از نظر مسولین بی تفاوت ساعتها نیروی انسانی ووقت صرف شده وجالب است بدانیم عمر این درختان از عمر همین مسؤلین بی تفاوت بیشتر است و این یعنی بی توجهی تاریخی به منابع طبیعی و زیر پا گذاشتن میراث گذشتگان است کاری که پیشینیان ما با بیل و کلنگ و عرق ریختن به اینجا رساندند امروزی ها و مدرنیته شده ها پشت میزهای زیبا و اطاقهای گرم با امضا ء های آبی و مشکی و سبز به دست لودر و بولدوزر داده اند در این خصوص عکسهایی هم تهیه شده بود که بخاطر کمی وقت نتوانستیم آنها برای نمایش آماده کنیم و همانطوری که می دانید زبان نوشتاری بچه ناف قدری گزنده است و متاسفانه باید هم اعتراف کنم چشم بچه ناف فقط بدی ها را می بیند و از مشاهده خوبیها و خدمات مسؤلین ناتوان است و این عیب بزرگی است برای بچه ناف البته توقع بچه ناف این است که خوبیها را شما مردم و مسؤلین جهت درج در وبلاگ معرفی کنید خوبیهایی نظیر احداث و نورانی کردن جاده های سیدان و ادریس آباد احداث کمربندی جدید و... و این هم بخاطر این است که این وبلاگ بازدید کنندگانی از اقصی نقاط ایران و جهان بطور مستقیم دارد که میتوان حدس زد آباده ای های مهاجرت کرده اند که برای اطلاع از اوضاع و احوال زادگاهشان مشتاق دریافت اطلاعاتند و مطئنا بچه ناف به تنهایی قادر به اطلاع رسانی نیست و دست همکاری به سوی مردم و مسئولین دارد که چهره ای قابل قبول به آنها ارائه شود
در پایان یاد آور می شوم که این نوشتار نباید حمل برمخالفت بچه ناف با احداث موزه باشد که بچه ناف از احداث آن در حد توان حمایت میکند و بحث تنها در مکان نامناسب آن است بچه ناف به یاد دارد دوازده سال پیش وقتی که دانش آموز دبیرستان سعدی بوده سندی به خط زیبایی از ملک کشک را دیده که دبیر مربوطه همان موقع اعلام کردند این سند از نظر تاریخی بسیار ارزشمند است که اولا سطح سواد و معرفت مردم این دیار 200-300 سال گذشته را میرساند و هم بر میزان مالکیت افراد صحه میگذاشت و همچنین کتاب کامل و جامع و دستنویس حافظ که اینها گوشه ای از اسناد و مدارک و کتب تاریخی موجود در دست مردم است که در کنار وسایل و ادوات تاریخی می تواند موزه ای زیبا و پر محتوا را برای شهرمان به ارمغان آورد که این مجموعه ارزشمند اگر در مکانی مناسب و البته تاریخی می بود ارزش و اعتبار آن نیز دو چندان میشد آرزومند مجموعه ای خوب زیبا و فرهنگی را برای شهرمان هستیم