مطالعه چينهشناسي و تحول حياتي مرز دوران اول و دوم زمينشناسي در ناحيه آباده,
ناصر مستقيمي
بطور کلي حد بين دوران اول و دوم زمينشناسي درايران با توجه به مناطق و زونهاي ساختماني متفاوت بوده و دراکثر نقاط اين حد با ناپيوستگي و توقف رسوبگذاري همراه بوده است مانند البرز - طبس در شرق ايران مرکزي و معدن نسوز دوپلان در بخش غربي ايران مرکزي. ولي اين حد در برخي نواحي از جمله کوه عليباشي جلفا در شمالغرب ايران - کوه همبست آباده درايران مرکزي و ناحيه اسفه شهرضا با رسوبگذاري ممتددريايي همراه بودهاست . فازهاي کوهزايي کالدونين و هرسينين درمنطقه آباده باعث ايجاد هورستها و گرابنها شدهاست و در مناطق هورست محيط خشکي ايجاد شده که نشانه اين محيط خشکي وجود فسيلهاي گياهي متنوع است . اين خشکيزايي باعث فرسايش و تخريب از يک منبع داراي آلومين و سيليکات شده و در نتيجه باعث تشکيل آرژيليتها گرديدهاست . بطوري که فاز کالدونين باعث تشکيل معدن آرژيليت و کائولينيت استقلال در دونين بالايي - کربونيفر تحتاني شدهاست . و فاز کوهزايي هرسينين نيز با ايجاد خشکيزايي درکربونيفر بالايي باعث تشکيل آرژيليتهايي نظير معادنخاک نسوز کوير 1 و 2و 4 و 6 آباده شدهاست . بطور کلي درمحلهايي که ناپيوستگي و نبود چينهشناسي وجود دارد طبقات آرژيليت و کائولينيت تشکيل شدهاست که علت آن وجود شرايط مناسب براي تشکيل چنين طبقاتي ميباشد. درمناطقي که گرابن تشکيل شده است رسوبات دريايي درمرز دوران اول و دوم زمينشناسي ديده ميشود که ميتوان کوه عليباشي جلفا - کوه همبست آباده و ناحيه اسفه شهرضا را نام برد که دراين مناطق حد بين دوران اول و دوم بصورت پيوسته بوده و رسوبگذاري ممتد دريايي صورت گرفته که علت آن وجود حوضههاي رسوبي به صورت گرابن درامتداد شمالغرب - جنوبشرق است که اين حوضه رسوبي چندان هم عريض نبودهاست چون رخسارههاي پرموترياس که نشانهاي از رسوبگذاري ممتد دريايي ميباشد در جهات غربي و شرقي گسترش چنداني ندارد. رسوبات اين سه ناحيه (جلفا-آباده و شهرضا) داراي شباهت رخسارهاي و شرايط محيط يکساني ميباشند. وفقط ضخامت رسوبات دراين سه ناحيه باهم متفاوت بوده به طوري که ضخامت از شمالغرب به جنوب شرق بطور محسوس کاهش مييابد که علت آن ميتواند مربوط به فرونشيني متفاوت کف حوضه رسوبي باشد. طبق گزارشات اوليه کارشناسان روشي تصور ميشدهاست که خاکهاي نسوز ناحيه متعلق به پرموترياس باشند در صورتيکه بيشتر آنها قديميتراز اين زمان بوده و بيشتر معادن نسوز کويري آباده درافقهاي دونين بالايي - کربونيفرآغازي و کربونيفر - پرمين تشکيل شدهاند. درمرز دوران اول و دوم زمينشناسي تحول فيلوژني قابل توجهي صورت گرفته است . بطوري که براکيوپودها که در گوادالوپين زياد ديده ميشوند در جلفين تعداد آنها کاهش قابل توجهي داشته و فقط چند جنس نظير Spinomarginifera-Araxathyris-Leptodus در جلفين باقي ماندندو از آنها نيز در ترياس زيرين اثري ديده نميشود. درحاليکه آمونوئيدها که در گوادالوپين گسترش خيلي کمي داشتند درجلفين تعداد آنها زياد شده به طوري که درياي ترياس زيرين بيشتر توسط آمونوئيدهاي Ophioxeratid اشغال شده و همراه اين آمونوئيدها فسيلهايي از دوکفهايهاي Claraia و Pseudomonotis و Halobia ديده ميشوند. مرجانها نيز که درابتداي پرمين زياد ديده ميشوند بطرف افقهاي فوقاني پرمين تعداد آنها کاهش مييابد بطوري که درترياس تقريبا اثري از مرجانها ديده نميشود. فوزولينيدها نيزدر گوادالوپين تعداد جنسها و گونههاي آنها زياد بودهاست ولي بتدريج بطرف بالاي پرمين تعدادگونههاي آنها کاهش مييابد. فرامينيفرهاي ديگر نيز در آغاز پرمين بالايي متنوع هستند ولي در افق تحول تدريجي دوران اول به دوران دوم زمينشناسي به کلي از بين ميروند. يکي ديگر از تغييرات مورفولوژيکي و فيلوژني جالب توجه از کربونيفر تا پرمين بالا تغييرات نسبتهاي بيومتري Fusulinids ميباشد که ميانگين نسبتهاي شاخص آنها ميتواند سن نسبي سري رسوبي در برگيرنده آن را تعيين کند به طوري که جنسهاي فوزولين با شکل دوکي کشيده درکربونيفر زيرين تا بالا به اشکال دوکي متورمتر به نام Sumatrina در پرمين زيرين تامياني و سپس به اشکال بيضوي در ابتداي پرمين بالا به نام Neoschwagerina و بالاخره در گوادالوپين بصورت کاملا کروي نظير Verbeekina تبديل ميشوند. دوران اول زمينشناسي / دوران دوم زمينشناسي / سنگشناسي / شهرضا / رسوبات / جلفا (آذربايجان) / اوضاع اقتصادي / معدنها / پرمين بالايي / ترياس پاييني / خاکهاي نسوز / فسيلها / کوه همبست / چينهشناسي / زمينشناسي / آباده (فارس) Petrology / Sediments / Jolfa / Upper permian / Lower triassic / Fossils / Kuh-e-Hambast / Stratigraphy / Abadeh